نقد ادبی
آزاده قادری؛ علی اصغر یاری اصطهباناتی
چکیده
از آنجایی که رویکردهای یادگیری شناختی، ازجمله یادگیری اجتماعی ویگوتسکی به مهارتهای تفکر انتقادی توجه دارد، کاربست مبانی روشمند این رویکردها برای نهادینهسازی این مهارتها که از ضروریات زندگی انسان معاصر به شمار میآید، اثربخشی بسیار زیادی خواهد داشت. پژوهش پیش رو به بررسی داستانهای کودکانه «تغرید النجار»، – نویسندة ...
بیشتر
از آنجایی که رویکردهای یادگیری شناختی، ازجمله یادگیری اجتماعی ویگوتسکی به مهارتهای تفکر انتقادی توجه دارد، کاربست مبانی روشمند این رویکردها برای نهادینهسازی این مهارتها که از ضروریات زندگی انسان معاصر به شمار میآید، اثربخشی بسیار زیادی خواهد داشت. پژوهش پیش رو به بررسی داستانهای کودکانه «تغرید النجار»، – نویسندة معاصر اردنی- میپردازد. این مطالعه با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مدل ششگانه مهارتهای انتقادی «فاسیونه» انجام میشود. هدف اصلی این پژوهش تحلیل کنشها، عملکرد و گفتگوهای شخصیتها در اینگونة ادبی است و همچنین بررسی نحوة آموزش این مهارتها با تأکید بر اصل سکوسازی و نقش تسهیلگری بزرگترها و همسالان ماهرتر در منطقة تقریبی رشد کودک میپردازد. نتایج پژوهش بیانگر این مهم است که «تغرید النجار» با کاربست بیان کودکانه در قالب داستان، آن را بسان ابزار میانجی برای رشد تفکر و خصوصاً تقویت تفکر انتقادی برگزیدهاست که در نهایت منجر به کمک در رشد شناختی و اجتماعی مخاطبش میگردد؛ با توجه به ردة سنی مخاطب، آموزش مهارت خودتنظیمی و تفسیر در ردة اول و دوم قرار دارد، که در راستای تقویت شناخت، هویت بخشی، شکلگیری شخصیت، آگاهی بخشی، تولید دانش برای کودک بکار گرفتهشدهاند؛ همچنین مهارت استنباط، تحلیل، ارزشگذاری و توضیح به ترتیب با تکیه بر دو راهبردِ آموزشیِ عاطفی و شناختی مورد توجه نویسنده بودهاند که منجر به ارائة ساحتی تازه از قابلیتهای متون داستانی گردیدهاست و بیانگر آن است که از نگاه «تغرید النجار» زبان و فرهنگ، ابزارهایی برای افزایش رشد ساختارهای ذهنی کودک هستند.
آزاده قادری
چکیده
با ظهور نظریات بافت بنیادی چون تحلیل انتقادی گفتمان، پیوند میان جامعه و متون ادبی اعم از شعر و نثر و بهتبع آن تأثیر و تأثر آنها بر یکدیگر کاملاً مشهود گردیده و پرواضح است این متون تحت تأثیر نظامهای ایدئولوژیک جامعه قرار دارند و بر اساس آن هویت مییابند. این جستار با روش توصیفی– تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای بر پنج ...
بیشتر
با ظهور نظریات بافت بنیادی چون تحلیل انتقادی گفتمان، پیوند میان جامعه و متون ادبی اعم از شعر و نثر و بهتبع آن تأثیر و تأثر آنها بر یکدیگر کاملاً مشهود گردیده و پرواضح است این متون تحت تأثیر نظامهای ایدئولوژیک جامعه قرار دارند و بر اساس آن هویت مییابند. این جستار با روش توصیفی– تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای بر پنج روش کلی نظریه تامپسون: مشروعیت بخشی، پنهانکاری، وحدت، چندپارگی و شیء انگاری تکیه دارد به روششناسی مطالعه ایدئولوژیهای مسلط و متنازع در رمان «جسر بنات یعقوب» نوشته حسن حمید -داستانپرداز و رماننویس معاصر فلسطینی- پرداخته؛ با توجه به اینکه این رمان بیانگر مسأله مهاجرنشینی صهیونیستها میباشد و به عنوان گفتمانی ادبی، صورت نمادینی است که قابلیت بازنمود، ایدئولوژی را دارد و علاوه بر انتقال آن یکی از روشهای متنی هدفمند برای تبیین اشکال باز تولید قدرت در جهت بازنمایی معنای پنهان نیز بشمار میآید ضرورت پرداختن به آن مشخص میگردد؛ لذا پژوهش حاضر باهدف بهکارگیری راهبردهای متنی شده تامپسون در صدد آشکارسازی روابط پنهان قدرت و بازنمایی ایدئولوژیهای متن میباشد و به دنبال چرایی این موضوع است که این رمان چگونه ایدئولوژی گفتمان مسلط (صهیونیستها) را بیان میکند؛ از خلال بررسیها مشخص گردیده که رمان با خلق شخصیت یعقوب مهاجر روایتگر زندگی مهاجران یهودی از زبان خودشان است و نویسنده تلاش کرده تا عقاید و ایدئولوژیهای گفتمان سلطه را از زبان خودشان بیان کند، و نتایج پژوهش حاکی از آن است که گفتمان مسلط از راهبردهای عقلانیسازی، شیءانگاری، افتراق و مطلوب زدایی، نمادین سازی وحدت، طبیعیسازی و پنهانکاری برای تبیین و استمرار ایدئولوژی اشغالگری و مستعمرهسازی صهیونیستها در مناطق عربی، نژادپرستی، مادیگراییشان بهره برده و ایدئولوژی متنازع نویسنده که تأکید بر هوشیاری در ارتباط با دشمن، تکیه بر وحدت ملی و ترسیم اصالت عربی میباشد از خلال راهبرد پنهانکاری و بعضاً مطلوب زدایی تبیین و استمرار یافته است.
آزاده قادری؛ حسین سیدی
چکیده
نشانهشناسی، روش نقدی متن محوری است که با رویکردی نظاممند به مطالعه همه عواملی که در تولید و تفسیر معنا یا در فرایند دلالت شرکت دارند، میپردازد. املدنقل بهعنوان فردی از جامعهای که در آن زندگی میکند و شاعری ملتزم به اجتماع خود که دغدغهمند است، زبان را ابزاری برای واکنشهایی مستقیم و غیرمستقیم علیه گفتمانهای قدرت ساز ...
بیشتر
نشانهشناسی، روش نقدی متن محوری است که با رویکردی نظاممند به مطالعه همه عواملی که در تولید و تفسیر معنا یا در فرایند دلالت شرکت دارند، میپردازد. املدنقل بهعنوان فردی از جامعهای که در آن زندگی میکند و شاعری ملتزم به اجتماع خود که دغدغهمند است، زبان را ابزاری برای واکنشهایی مستقیم و غیرمستقیم علیه گفتمانهای قدرت ساز عصر خود پنداشته و اشعار وی تبدیل به متونی هدفمند گردیدهاند؛ لذا این جستار با تکیهبر روش توصیفی –تحلیلی قصیده «البکاء بین یدی زرقاء الیمامة» امل دنقل را مدنظر قرارداده و سعی دارد با بررسی گزینشهای زبانی در سطوح مختلف زبانش باورها، عقاید و اندیشههای خود که را در ساختار زبان ریخته و بر مخاطب خویش القا کرده را بنمایاند این خوانش، متن قصیده را به مثابه شبکهای از رمزگان، در چارچوبی منسجم و با رویکردی لایهای نشانهها را در سطوح عنوان، لایه آوایی، لایه واژگانی و لایه نحوی- بلاغی بررسی میکند، نشانهها در متن از خلال دو محور همنشینی و جانشینی و با توجه به سیاق و فضای حاکم بر قصیده از کارکرد ارجاعی خود دور شده و دلالتهایی سیاسی- اجتماعی میگیرند و درنتیجه از خلال تحلیل و بررسی نشانهها و دلالتهای متن به معنی پنهان یا معنی عمیق قصیده که همان هجو سیاسی حکام، سرزنش ملت عربی و دعوت به شورش علیه شرایط است میرسیم.