کلیدواژه‌ها = نظریه روایت‌شناختی ژرار ژنت
نقد ادبی

کارکرد مؤلفه‌های زمان روایی در بازنمایی حافظه جمعی در رمان‌های عبدالسلام عجیلی (با تأکید بر نظم و تداوم در نظریه ژرار ژنت)

دوره 18، شماره 1، بهار 1405، صفحه 95-119

https://doi.org/10.22067/jall.2026.98007.1642

منیره زیبائی

چکیده زمان روایی از مهم‌ترین مؤلفه‌های ساختاری روایت است که می‌تواند نقشی فعال در تولید معنا و بازنمایی تجربه تاریخی ایفا کند. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه روایت‌شناختی ژرار ژنت، به بررسی کارکرد مؤلفه‌های زمان روایی در بازنمایی حافظه جمعی در رمان‌های عبدالسلام عجیلی می‌پردازد و به طور خاص بر دو مؤلفه «نظم» و «تداوم» تمرکز دارد. هدف پژوهش آن است که نشان دهد چگونه دست‌کاری ساختار زمانی روایت، فراتر از کارکردهای صوری، در بازسازی حافظه تاریخی و تجربه زیسته جمعی جامعه نقش‌آفرین است. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر تحلیل کیفی متن است. در این چارچوب، مؤلفه‌های زمان روایی بر پایه مقولات نظری ژنت شناسایی و بررسی شده‌اند و با استخراج نمونه‌های شاخص گسست در نظم روایی (گذشته‌نگری و آینده‌نگری) و نیز دگرگونی‌های تداوم روایی (کندسازی و شتاب)، کارکرد معنایی و تاریخی این شگردها تحلیل شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سازمان‌دهی زمان روایی در رمان‌های عجیلی با غلبه گذشته‌نگری و نامتوازن بودن تداوم روایت، در خدمت بازنمایی تجربه تاریخی و شکل‌گیری حافظه جمعی قرار دارد؛ به گونه‌ای که بازگشت‌های مکرر شخصیت‌ها به خاطراتی در پیوند با رخدادهایی چون جنگ تشرین، ساخت سد فرات و تجربه وحدت عربی، گذشته را به عنصری فعال در تفسیر اکنون تبدیل می‌کند. همچنین درنگ‌های توصیفی، صحنه‌های گفت‌وگو به ویژه گفت‌وگوهایی که تجربه فردی را به بستر اجتماعی و تاریخی پیوند می‌زنند، و شگردهای خلاصه و حذف، با برجسته‌سازی گزینشی مقاطعی از تاریخ معاصر سوریه مانند پیامدهای شکست وحدت عربی یا جابه‌جایی فلاحان در پی پروژه‌های توسعه‌ای، و کم‌رنگ‌سازی برخی دیگر، حافظه جمعی را به صورت تجربه‌ای گسسته و بازخوانی‌شونده بازنمایی می‌کنند.