تحلیل رمان أَدرَکَهَا النّسیانُ بر اساس نظریۀ الاین شوالتر
دوره 18، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 17-40
https://doi.org/10.22067/jall.2026.93550.1543
احمد لامعی گیو، وجیهه زمانی بابگهری
چکیده فمینیسم بهعنوان یکی از برجستهترین جنبشهای فکری و فرهنگی قرن بیستم، با تأکید بر برابری جنسیتی و بازنمایی تجربههای زنانه، شاخهای نوین در نقد ادبی معاصر با عنوان نقد فمینیستی پدید آورده است. در این حوزه، آثار ادبی از دو منظر «جلوههای زن» و «نقد زن نویسنده» مورد واکاوی و تحلیل قرار میگیرند. در این راستا، نظریۀ نقد زن نویسنده الاین شوالتر، چارچوبی نظاممند برای تحلیل آثار زنان نویسنده ارائه میدهد که بر چهار سطح زیستشناختی، زبانشناختی، روانکاوانه و فرهنگی استوار است. ضرورت انجام این پژوهش در روشن ساختن جایگاه زنان در جوامع مردسالار و اهمیت مبارزه برای رفع نابرابری جنسیتی است. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریۀ شوالتر، به تحلیل فمینیستی رمان «أدرکها النسیان» از سناء شعلان، نویسندۀ اردنیـ فلسطینی معاصر، پرداخته و کوشیده است ابعاد گوناگون بازنمایی زنان و نمودهای زنانگی را در این اثر واکاوی کند. این مطالعه با روش توصیفیـ تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانهای انجام شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد شعلان، بدن زن را بهمثابۀ متنی فرهنگی بازمیخواند و از خلال آن، سلطۀ نظام مردسالار را به چالش میکشد. در سطح زبانشناختی، نویسنده با خلق زبانی زنانه، عاطفی و گاه اعتراضی، مرزهای زبان مردانه را میشکند و از طریق بیان تجربههای خاموش، به زنان، صدایی مستقل میبخشد. در سطح روانکاوانه، روایت بیماری و فراموشی قهرمان داستان، استعارهای از تلاش زن برای رهایی از حافظۀ جمعی، سرکوب و بازسازی هویت خویش است. در سطح فرهنگی نیز، شعلان با نقد ساختارهای اجتماعی و نهادی، نشان میدهد که چگونه جامعه، بدن و ذهن زنان را در چارچوب سلطه شکل میدهد. در مجموع، رمان «أدرکها النسیان» بازتابی از نوشتار زنانه و جایگاه زنان در جامعه است و توانسته با روایتی چندلایه، صدای زنان را از حاشیه به متن آورد و افقی تازه برای خوانش فمینیستی ادبیات عرب معاصر بگشاید.
