تأملی در پیامدهای روان زخم بر ذهن و زبان شعری بردونی
دوره 18، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 61-86
https://doi.org/10.22067/jall.2026.97223.1622
جبار آذربار، جهانگیر امیری، علی سلیمی
چکیده روان زخم، آسیبی ژرف بر جان و روان انسان است که در پی تجربۀ رویدادهای دردناک و حوادث تکان دهنده پدید می آید. گسترش و فراوانی چنین رخدادهایی، پدیدۀ روان زخم را به یکی از مؤلفه های شاخص و وجودی انسان معاصر تبدیل کرده است. عبدالله بردونی (1999-1929)، شاعر و ادیب برجستۀ یمنی، در زندگی خود با حوادث تلخ و آسیب زای متعددی روبه رو بوده که به طور مستقیم بر شخصیت او تأثیر گذاشته و زمینه ساز شکل گیری روان زخم در وجودش شده است. پژوهش حاضر، با روش توصیفی– تحلیلی و رویکردی میانرشتهای (ادبیات و روانکاوی) به بررسی دیوان شعری عبدالله بردونی پرداخته و کوشیده است تا به این پرسشهای اساسی و بنیادین پاسخ دهد که کدام یک از رویدادهای زندگی، نقشی محوریتر در ایجاد روانزخم شاعر دارد و پیامدهای این آسیب چگونه در شعر وی نمود یافته است؟ یافتههای پژوهش نشان می دهد که عواملی چون نابینایی، اسارت، فقدان عزیزان، فقر خانوادگی و محرومیت از داشتن فرزند در شکلگیری روان زخم نقش داشته اند و پیامدهای آن به اشکال گوناگونی همچون احساس تنهایی، ناامیدی، اندوه، سردرگمی و بدبینی در شعر این ادیب بازتاب یافته است. تحلیل ساختاری نیز حاکی از آن است که این جهانبینی آسیب دیده، به شکلی نظام مند در ساختار شعر او نهادینه شده است؛ به گونه ای که کاربرد مکرر صیغۀ متکلم، استفهام های انکاری فراوان و نمادپردازی های حزن انگیز، شواهدی روشن از تسلط روح مجروح شاعر بر نظام زبانی اوست. مهمترین دستاورد این پژوهش بر این نکته تأکید دارد که سبک اندوهبار و بیان خاص بردونی، صرفاً یک گزینش ادبی یا زیباییشناختی نیست، بلکه واکنشی ناگزیر به تجربۀ روان زخم و رنج های عمیق او به شمار می آید.
واکاوی پدیدۀ افسردگی در شعر عبدالله بردونی بر مبنای آزمون (MMPI-2)
دوره 9، شماره 17، تابستان 1396، صفحه 201-231
https://doi.org/10.22067/jall.v8i17.48059
مصطفی مهدوی آرا، حسین شاره
چکیده عبدالله بردونی شاعر معاصر و نابینای یمنی، در سال 1929 م. در روستای بردون از توابع صنعا در خانوادهای تهیدست به دنیا آمد. وی در چهار سالگی بر اثر بیماری آبله بینایی خود را از دست داد و تمام عمر خویش را نابینا زیست. او در طول حیات ادبی خود آثار منظوم و منثور بسیاری از خود بر جای گذاشته است. در مطالعه دیوان شاعر در مییابیم، پیوسته هالهای از حزن و اندوه بر شعر وی سایه افکنده است؛ به نظر میرسد این پدیده متأثر از کمبودها و محدودیتهای شاعر در زندگی باشد. در پژوهش حاضر نگارندگان سعی نمودهاند بر مبنای آزمون آسیب شناسی روانی و ارزیابی شخصیتِ (MMPI-2)، شخصیت عبدالله بردونی را از خلال شعر وی مورد بررسی قرار دهند و با روش توصیفی – تحلیلی، افسردگی و دلایل بروز آن را در شخصیت شاعر واکاوی نمایند. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان میدهد: بر مبنای آزمون (MMPI-2) غالب نشانههای افسردگی در شاعر بروز نموده است. عوامل متعددی همچون: نابینایی، مرگ عزیزان، فقر و تهیدستی و غیره در تکوین شخصیت شاعر و آفرینش ادبی وی تأثیرگذار بودهاند. امید است این پژوهش میان رشتهای بتواند سهمی هرچند ناچیز در گسترش دایرۀ این پژوهشها داشته باشد.
