کلیدواژه‌ها = پدیدارشناسی
نقد ادبی

پدیدارشناسی فضا در رمان «خان الخلیلی» نجیب محفوظ بر اساس بوطیقای فضا گاستون باشلار

دوره 18، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 87-107

https://doi.org/10.22067/jall.2026.97019.1620

شیوا صادقی، محمد رضا بیگی

چکیده فضا در رمان‌های مدرن، فراتر از یک بستر کالبدی، به عنصری فعال در تکوین هویت و معنای روایی بدل شده است. این پژوهش با تکیه بر پدیدارشناسی فضا در اندیشه گاستون باشلار، به بررسی نقش فضا در رمان «خان الخلیلی» اثر نجیب محفوظ می‌پردازد. مسئله اصلی تحقیق آن است که فضاهای روایی، به ویژه خانه، کشوها و گنجه‌ها، گوشه‌ها و دیالکتیک درون و بیرون، چگونه تجربه زیسته، حافظه و تخیل شخصیت‌ها را بازنمایی و سازمان‌دهی می‌کنند. روش پژوهش کیفی–تحلیلی و مبتنی بر خوانش پدیدارشناسانه است که با استخراج گزاره‌های توصیفی مکان از متن رمان و تحلیل پدیدارشناختی آن‌ها انجام شده است؛ در این رویکرد، فضا نه به عنوان پس‌زمینه، بلکه به مثابه عاملی پویا در شکل‌دهی به کنش‌ها و جهان درونی شخصیت‌ها در نظر گرفته می‌شود. یافته‌ها نشان داد که خانه در رمان محفوظ، کانون تمرکز خاطره و تداوم روانی شخصیت‌هاست. جزئیات آن مانند کشوها و گنجه‌ها، به مثابه مخازن فیزیکی و ذهنی برای صیانت از رازها و تجربه‌های پنهان عمل می‌کنند. گوشه‌ها امکان خودکاوی و بازسازی تجربه درونی در مواجهه با ناکامی‌ها را فراهم می‌آورند و دیالکتیک درون و بیرون نشان‌دهنده شکل‌گیری تجربه شخصیت‌ها در مرز میان پناهگاه ذهنی و فشارهای اجتماعی است. در نهایت، پژوهش حاضر ثابت کرد که فضا در این رمان، سازوکاری معناساز است که از طریق فضاسازی شاعرانه، به تکوین هویت شخصیت‌ها و غنای پدیدارشناختی روایت یاری می‌رساند.

معناشناسی

امکان‌سنجی تحلیل شعر معاصر براساس نظریه بوطیقای فضای گاستون باشلار نمونه: تحلیل سروده‌های مصطفی جمال‌الدین

دوره 16، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 19-35

https://doi.org/10.22067/jallv16.i2.2402-1386

الهام بابلی بهمه، سید محمد رضی مصطفوی نیا

چکیده تطبیق رویکرد شاعرانگی نظریه­پردازان به­عنوان چارچوب نظری در تحلیل اشعار شاعران و بازخوانی شعر آنان، می­تواند در شناخت جنبه­های کارآمدِ حوزه معرفتی شاعران، سهم بسزایی داشته باشد. به­کارگیری نظریه بوطیقای فضای گاستون باشلار (۱۹۶۲) به­عنوان یک نظریه­پرداز فرانسوی که با نگاهی منحصر به فرد، به توصیف فضاهای زیسته می­پردازد، می­تواند در امکان­سنجی به­کارگیری این رویکرد، در تحلیل شعر معاصر مؤثر باشد. از این رو، سروده­های مصطفی جمال­الدین (۱۹۹۶)، شاعر شیعیِ عراقی با دارا بودن ظرفیت­های لازم، به­عنوان نمونه انتخاب شده تا رویکرد وی، به­منزله چارچوب نظری در تحلیل اشعار، استفاده شود. در پرتو اهمیت مسئله، پژوهش حاضر با تبیینِ کلیِ رهیافت بوطیقای فضای باشلار، در توصیف پدیدار فضا، و سنجشْ در نمونه­های منتخب، با رویکرد کیفی و روش کتابخانه­ای توصیفی – تحلیلی به تطبیق نظریه باشلار بر دیوان شاعر مذکور می­پردازد. از آنجاکه معیار، مفاهیمِ شاخص و بنیادی باشلار در بوطیقای فضا (مکان، فضا، مکان­کاوی، مکان­دوستی) به­مثابه مفاهیمی کاربردی و نه صرفاً نظری است. بنابراین، نویسنده مهم­ترین شاخص­های این نگرش تحلیلی را در نمونه­ها واکاوی کرده، و فضا، خانه و تخیل آن، به­عنوان یکی از مهم­ترین جنبه­های بررسی انگاره­ها و تصاویر شاعرانه بررسی‌شده‌اند. از دستاوردهای پژوهش آن است که شناخت فضا در شعر جمال­الدین، اهمیت ویژه­ای در شناخت جهان ذهنی شاعر دارد. در شعر وی، فضا صبغه­ای وجودی، حسی، عاطفی داشته و بازنمودی از سکنی گزیدن شاعر است. از طرفی، فضا، نحوه مواجه شاعر با جهان به‌منزله مأمنی برای تخیل و سرپناهی روانی را متجلی کرده و عنصر فضا با جهان خیالیِ وی، پیوند خورده و مفهوم فضا و خانه تصویری از آرامش، صمیمت و حضور است. در یک نگاه کلی، از شعر جمال­الدین چنین برمی‌آید که در یک مفهوم هستی­شناسی عمومی در رابطه­ای شاعرانه­ که میان خرد و کلان وجود دارد، می­توان فضا را درک کرد. همخوانی و انطباق اغلب سروده­های شاعر با رهیافت بوطیقای فضای باشلار به­ویژه در مفهوم مکان­دوستی و توان این رویکرد پدیدارشناختی در تحلیل متون شعری، نیز از یافته­های پژوهش است.