ایهام تناقض میان زندگی و مرگ در اشعار ابوالقاسم شابی

دوره 1، شماره 1، زمستان 1388

https://doi.org/10.22067/jall.v1i1.3014

جلال مرامی ، حبیب کشاورز جلال مرامی ، حبیب کشاورز

چکیده از مهم‌ترین مسائلی که فکر بشر را از دیرباز به خود معطوف کرده، مسأله مرگ و زندگی است که مکاتب فلسفی، ادبی و هنری معاصر نیز از آن غافل نبوده اند و تلاش کرده اند از زاویه دید خود بدان بپردازند و راز آن را بگشایند. در ادبیات معاصر عرب، ابوالقاسم شابی، شاعر تونسی، از جمله کسانی است که در دیوان کم حجم خود بارها به این مسأله پرداخته و به تأثیر از انگیزه های مختلفی چون گرایش ادبی ،بیماری قلبی ، مرگ عزیزان و اعتقادات دینی، اشعاری پیرامون مرگ و زندگی سروده است. او در این اشعار تعابیر تناقض گونه ای دارد و این مقاله درصدد تحلیل و بیان، به علت این تناقض گویی است. کلید واژه ها: مرگ ، زندگی ، شعر معاصر عربی، تناقض ، ابوالقاسم شابی.

اندیشه آرمانشهر در قصیده « علی بساط الریح» فوزی معلوف

دوره 1، شماره 2، تابستان 1389

https://doi.org/10.22067/jall.v1i2.8941

منتظمی منتظمی، نوروزی نوروزی، احمدی چناری احمدی چناری

چکیده آرمانشهر، جامعه‌ای آرمانی و مطلوب در خیال و رویای بسیاری از اندیشمندان بزرگ است که خاستگاه اوّلیۀ آن، ایده آلیسم افلاطونی در کتاب جمهوریت می باشد. این مقاله به تحلیل اندیشه آرمانشهری « فوزی معلوف» از نام آوران رمانتیسم عربی ـ در قصیده «علی بساط الرّیح » می پردازد. به این منظور، ابتدا مفهوم آرمانشهر و علت اوج گیری این اندیشه در مکتب رمانتیسم بررسی شده، سپس در ادامه بعد از معرّفی مختصری از قصیده، به جهت ساختار روایی آن، عناصری مانند: کشمکش، گفتگو و زمان و مکان بررسی شده است. بخش بعدی به کارکرد و نقش تخیل رمانتیکی در آفرینش جهان آرمانی شاعر اختصاص یافته و در بخش پایانی نشان خواهیم داد که آزادی به عنوان بزرگترین رؤیای شاعر، در بردارنده مفاهیمی آرمانی مانند: آرامش، عدالت، عشق راستین و جاودانگی است. کلید واژه‌ها: فوزی معلوف،" علی بساط الریح"، آرمانشهر، آزادی.

نشانه شناسی

نشانه شناسیِ فرهنگیِ دیوان «ملحمه التُکتُک» سروده یحیی سماوی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/jall.2026.93996.1552

رمضان رضائی، احمد عارفی

چکیده نشانه‌شناسی فرهنگی، نظام‌های نشانه و نماد را در بافت فرهنگی و اجتماعی مطالعه می‌کند و بر چگونگی تولید و گردش معنا در فرهنگ‌ها و چگونگی استفاده از نشانه‌ها (زبانی، بصری، رفتاری، مادی) برای بازنمایی ارزش‌ها، باورها و هویت‌های جمعی تمرکز دارد. «ملحمة التکتک» از سماوی با پدیده‌های ادبی، علاوه بر پیوند عمیق سماوی با تاریخ و میراث فرهنگی و مذهبی عراق، امتداد جنبش مدرنیسم شعری در عراق و کشورهای عربی است که شاعر را واداشته تا از نمادها و نشانه‌های متنوع و گوناگونی در آثار شعری خود استفاده کند و به آنها مفاهیم و اشاراتی ببخشد که از طریق آنها رنج خود را در تبعید، غربت و تعلق خاطرش به سرزمین، علاوه بر موضع‌گیری‌اش در مورد نمادهای برخی از سیاستمداران و حاکمان در سطح میهن و ملت، بیان کند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی درصدد بررسی نشانه‌شناسی فرهنگی «ملحمة التکتک» سماوی با هدف تبیین برخی نشانه‌های فرهنگی است تا نشان دهد نشانه‌شناسی فرهنگی چگونه به فهم مخاطب از زوایای پنهان این حماسه کمک می‌کند. طبق نتایج، «ملحمه التکتک»، سماوی از تکتک که یک موتور سیکلت سه چرخ در عراق هست و اکثر مردم فقیر عراق از آن استفاده می‌کنند، این وسیله نقلیه را اسطوره معرفی می‌کند تا فقر مردم عراق در نتیجه فساد حاکمان آن و غارت منافع ملی عراق در جهت تحقق مصالح شخصی خودشان، را برجسته نماید و روایت مردم حاشیه را به‌جای روایت رسمی بازگو کند. او از طریق نمادهای تاریخی و مذهبی و غیره، به فساد، اشغال و خشونت مذهبی حمله می‌کند و برای زدودن فساد و استبداد، مردم را دعوت به اتحاد جهت انقلاب برای رسیدن عراق به آبادانی، رفاه، ثروت و آزادی دعوت می-کند.

لایه‌های پنهان استعاره در دفتر شعر «إمراة بلا سواحل» اثر سعاد الصباح

دوره 11، شماره 2، آذر 1398، صفحه 143-157

https://doi.org/10.22067/jall.v11i20.75388

علی پیرانی شال، صغری فلاحتی، زهره ناعمی، فاطمه خرمیان

چکیده در زیباسازی شعر، چیزی شگفت‌آورتر از آن نیست که شاعر، با توجه به قوه خلاق و آفرینندگی خود، این قابلیت را داشته باشد که معنای دیگری را در پسِ لایه‌های کلام نهفته سازد. به‌کارگیری لفظ در این حالت به کلام برای درک معنای مقصود، معنایی عاریه­ای می­دهد. این کاربست، همان استعاره است؛ یکی از ویژگی‌های خاص ادبی در حوزه بلاغت که سبب تمایز بعضی از آثار ادبی از یکدیگر می­شود؛ آن چنانکه کاربرد این سبک برجستة بیانی در شعر سعاد الصباح، شاعر معاصر کویتی، نقش خیال‌انگیزتری به اشعار وی داده است. خاصه آنکه بدانیم، آنچه موجب شگفتی و غافلگیری خواننده می­شود؛ به‌ویژه در دفتر شعر«إمراة بلاسواحل»، معانی دیگری است که در ماورای کلام استعاری او نهفته است و خواننده با کشف معنای مقصود آن به لذت هنری می­رسد.
مقاله حاضر با تکیه‌بر شیوه توصیفی – تحلیلی، به بررسی استعاره در اشعار سعاد الصباح می­پردازد و به این سؤال اساسی پاسخ می­دهد که: مهم­ترین لایه­های پنهان و معانی نهفته در کلام استعاری شاعر چیست؟ چنین به نظر می‌آید که شاعر در بخش‌های متعددی، از انواع مختلف استعاره بهره برده است تا هدف­های نهفته گوناگونی همچون بیان اهمیت، تهکم ، شکوه ، بیان قدرت، حس‌آمیزی و... را در پس کلام خود جای دهد.

تحلیل گفتمان رمان «الحرب فی بر مصر» اثر یوسف القعید (براساس نظریۀ تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف)

دوره 12، شماره 1، تابستان 1399، صفحه 147-160

https://doi.org/10.22067/jall.v12.i1.77205

ناصر زارع، رسول بلاوی، زهرا هاشمی تزنگی

چکیده تحلیل گفتمان به‌عنوان یک رویکرد میان‌رشته‌ای در مطالعات و در قلمروهای مختلف اجتماعی استفاده می‎شود. تحلیل گفتمان انتقادی که ریشه در زبان‌شناسی انتقادی دارد در میان انواع گوناگون تحلیل گفتمان موضوع موردتوجه نورمن فرکلاف است. فرکلاف در تحلیل گفتمان انتقادی خود، به بررسی توصیف، تفسیر تعامل بین بافت و گفتمان و تبیین چگونگی تأثیر دوسویۀ ساختار اجتماعی و گفتمان می‌پردازد. بررسی رمان «الحرب فی بر مصر» اثر یوسف القعید با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی (CDA) فرکلاف و در پی پاسخگویی به کیفیت تحلیل انتقادی گفتمان رمان مذکور در سطوح توصیف، تفسیر و تبیین، مشخص می‌کند که نویسنده در سطح توصیف، با ایجاد تقابل‌ها و تضادهای معنایی و کاربرد واژگان خاص در پی بیان اندیشه‌های خویش است و در سطح تفسیر، به بافت موقعیتی، پیش‎فرض‌ها و میان‌متنی‌های گفتمان توجه دارد و چارچوب و موضوع مورد نظر خود را در قالب رمان و طی گفتمان‌ها بیان می‌کند و در سطح تبیین قصد دارد تأثیر ساختار اجتماعی در نوع گفتمان و تأثیر بازتولیدی که ‌این گفتمان می‌تواند در تغییر ساختار بگذارد را به تصویر کشد.

تحلیل روند تراجایی تداوم در رمان فرانکشتاین فی بغداد احمد سعداوی و فرانکنشتاین مری شلی

دوره 12، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 147-169

https://doi.org/10.22067/jallv12.i2.85136

صدیقه حسینی، مهین حاجی زاده، حمید ولی زاده

چکیده ژرار ژنت با توجه به روابط میان متون، بیش‌متنیت را به‌عنوان  یکی از انواع ترامتنیت مطرح نمود. بیش‌متنیت با محوریت اقتباس و برگرفتگی به دو دستة تقلیدی و تراگونگی تقسیم می‌شود. در این رویکرد وجود بیش‌متن به‌عنوان عنصر تأثیرپذیر و پیش‌متن به‌عنوان عنصر تأثیرگذار بسیار دارای اهمیت است. بیش‌متن با تقلید یا تغییر پیش‌متن باعث حفظ متن نخستین و یا تغییر آن می‌گردد. این تغییر هدفمند تراگونگی نام دارد که به دور از تقلید صرف است و گاهی باعث تراجایی در متن می‌شود. تراجایی که تغییری جدی در پیش‌متن است، با انجام برخی جابه­جایی‌ها در شکل و معنا تغییرات عمده‌ای را در پیش‌متن به وجود می‌آورد که یکی از این موارد تداوم زمانی روایت است. بررسی تداوم یا سرعت روایت در پیش‌متن و بیش‌متن که به مطالعة نسبت میان طول مدت زمان داستان و زمان روایت می‌پردازد، بر تغییر آن از طریق تراجایی دلالت دارد که تغییری جدی در رابطة بیش‌متنیت می‌باشد. سعداوی که متعلق به نسل جدید رمان نویسان است با قرار دادن فرانکشتاین در فضای ادبی جدید و محیطی متفاوت باعث تغییرات عمده‌ای در شتاب بیش‌متن می‌شود. بررسی تغییر سرعت رمان در بیش‌متن، خلاقیت سعداوی  را در عمق بخشیدن به روایت به نمایش می‌گذارد و نمونه‌ای بارز برای تراجایی تداوم و درنگ است. با توجه به آن که رمان "فرانکشتاین فی بغداد" احمد سعداوی تحت تأثیر رمان "فرانکنشتاین" (۱۸۱۸) مری شلی نوشته‌شده است،  پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی به بررسی رابطة تراگونگی در سرعت داستان بین این دو رمان و تغییرات ایجاد شده در  شتاب منفی و مثبت در بیش‌متن از نوع تراجایی می‌پردازد.  دستاورد پژوهش نشان می­دهد که تغییر لحن شاعرانه، توصیف پویا، حذف غیرعلنی و گفتگوهای درونی در بیش‌متن باعث تراجایی در تداوم می‌گردد، به‌گونه‌ای که عمل ذهنی در بیش‌متن برخلاف پیش‌متن باعث حرکت عمودی در متن و پیشروی در دنیای ذهنی شخصیت‌ها می‌گردد

نشانه شناسی عناوین رمان "سه گانه ی" نجیب محفوظ

دوره 8، شماره 15، تابستان 1395، صفحه 157-182

https://doi.org/10.22067/jall.v8i15.49109

بهنام فارسی، علی صیادانی

چکیده آستانه ورود به هر اثری، عنوان آن است و نباید عنوان را صرفا کلماتی دانست که برای معرفی کتاب، بر روی جلد آن حک شده است زیرا عنوان خود، یک جنس ادبی است تا آنجا که دانشی به نام "عنوان پژوهی" به وجود آمده است. در این جستار نگارنده سعی بر آن دارد تا با تکیه بر مبنای نشانه شناسی(ارتباط دال و مدلول)، عناوین رمان سه گانه ی (بین القصرین، قصرالشوق و السکریة) نجیب محفوظ را مورد بررسی قرار دهد و به این مسأله مهم بپردازد که غرض اصلی نجیب محفوظ از انتخاب این عناوین که در حقیقت اسامی محله های قاهره هستند، چیست. نتایج برآمده از این پژوهش حاکی از آن است که منظور اصلی نویسنده از انتخاب عنوان «بین القصرین» نشان دادن گرفتاری شخصیت های داستان میان دو نوع استبداد یعنی پدرسالاری و استعمار انگلیس است؛ هدف از انتخاب عنوان «قصر الشوق»، بیان کردن نوعی استبداد معنوی در شخصیت ها و شکست آن ها در دستیابی به اهدافشان است و در نهایت غرض از انتخاب عنوان «السکریة»، پناه بردن شخصیت ها از سطح هشیاری به ناهشیاری و سرکوب شدن شادی ها به واسطه سلطه غم و اندوه می باشد.

بائیة الکمیت ابیاتها ورموزها وطرق الاستشهاد بها (طربت وما شوقاً إلی البیض أطرب)

دوره 7، شماره 13، تابستان 1394، صفحه 175-203

https://doi.org/10.22067/jall.v7i13.41216

سید حیدر فرع شیرازی

چکیده إنّ الکمیت من الشعراء السیاسیین الملتزمین بحب أهل البیت (ع) فی العصر الأمویکان أدیباً وخطیباً وفقیهاً وحافظاً للقرآن الکریم. إنّه قد اتّهم من قبل خصومه بأنّه خطیب ولیس بشاعر ورُمی بعدم حجیةکلامه علی لسان منافسیه ومناوئیه خاصّة فی قصائده المعروفة بالهاشمیات المتسمة بسیاسة وعقیدة وجهاد والتی نظمها فی أخریات عمره. وأمّا من بین هاشمیاته فإنّ قصیدته البائیة المستهلّة بـ«طربت وما شوقاً...» أکثر شهرة وکما ألمحنا إلیه فی البحث یبدو أنّها تزید علی ما حققه البعض من 140 بیتاً. فمن ممیزات هذه القصیدة أنّها امتازت بالأکثریة عدداً للأبیات والأغلبیة استشهاداً بها فی اللغة والصرف والنحو والقراءة والأمثال ممّا یثبت قوّة بیانه وحجةکلامه ویدحض مزاعم الخصومة فی عدم الاعتداد بشعره.کما وهذه القصیدة من أکمل القصائد اشتمالاً علی التنزیل وأغزرها استشهاداً بالتعویل علیها فی التفسیر والتأویل فیما یتجاوز عدد الآیات المستشهد فیها 35 آیةکریمة بما لها من الحیویة الاستدلالیة والأدبیة المعتمد علیها لدی الکثیر من الأدباء المتقدمین والمحدثین. وأمّا الشواهد الشعریة المدروسة فی القصیدة فهی تتجاوز عن 60 شاهداً موزّعة فیما یناهز 50بیتاً من أبیاتها أضف إلی ذلک أنّ عدد الشواهد لبعض أبیاتها یتراوح بین شاهد وشاهدین إلی سبعة شواهد. وللقصیدة من خصائص أخری إسلامیة وثقافیة ذکرناها فی مطاوی البحث فعلی رأسها أنّها رمز لتشیعه وجهاده وبرکته وبرکة قومه وأهم من ذلک أنّه سبب لتغمّده الله برحمته ومغفرته.

تحلیل رمان "الشحاذ" (گدا) بر مبنای کهن الگوهای یونگ

دوره 8، شماره 15، تابستان 1395، صفحه 183-209

https://doi.org/10.22067/jall.v8i15.45671

روح اله نصیری، سید محمد جلیل مصطفوی روضاتی

چکیده یونگ معتقد است: انگاره‌هایی که در رسیدن به فردیت وجود دارند، از زمان‌های باستان تاکنون در درون تمامی انسان‌ها وجود داشته است که وی آنها را به عنوان کهن الگو معرفی می‌کند. از منظر یونگ، تکامل فرآیند فردیت در نیمه دوم زندگی و به تدریج رخ می‌دهد. نجیب محفوظ در رمان "الشحاذ" و در خلال یک سفر رمزی، ما را نه به گذشته قهرمان رمان – عمر الحمزاوی - بلکه به گذشته بشر و به ناخودآگاه جمعی می‌برد. "عمر الحمزاوی" در این رمان در یک فرآیند فردیت روانی قرار گرفته که محتویات ناخودآگاه جمعی به صورت رؤیا و حالت‌هایی از خلسه برای او متجلی می‌شود و در جامه کهن الگوهای مختلف راه فردیت و کمال روانی را به وی نشان می‌دهد؛ از این رو رمان "الشحاذ" قابلیت دارد بر مبنای کهن الگوهای "یونگ" بررسی شود. کهن‌الگوهای یونگ مانند "سایه"،"آنیما"، "نقاب" و "تولد مجدد" دقیقاً در مورد "عمر الحمزاوی" مصداق داشته و قابل پیجویی است. هدف در این پژوهش این است که با مطالعه رمان "الشحاذ"، تجلی و کارکرد کهن الگوهای یونگ در فرآیند تفرد روانی عمر الحمزاوی به شیوة تحلیل محتوا و با رویکرد نقد روانشناختی بررسی شود. نتیجه مقاله حاضر این است که از منظر نقد روانشناختی یونگ، گاهی آشفتگی روانی نشانه بیماری نیست، بلکه تلنگری است برای سیر در مسیر تفرد و نوزایی و نیل به خودآگاهی و تعادل روانی.

تابش اندیشه های خیامی در اشعار احمد صافی نجفی(دَم غنیمت شماری، طمع و دلبستگی به دنیا، جوانی، باده ستایی، شکایت از روزگار)

دوره 10، شماره 19، پاییز 1397، صفحه 221-243

https://doi.org/10.22067/jall.v10i19.59048

حسن مجیدی، علی نوکاریزی

چکیده احمد صافی نجفی - شاعر معاصر عراقی- با ادب فارسی و شعرای ایران آشنا بود و بیش از همه به خیام علاقه‌ مند بود؛ بنابراین، در طی اقامت هشت‌ساله­ خود در ایران، سه سال را صرف ترجمه رباعیات خیام نمود. این نکته و مطالعه اشعار وی، نشان می­دهد که صافی از اندیشه­ های خیام تأثیر مستقیم پذیرفته است؛ بدین‌جهت می­ توان به سهولت تابش جهان­ بینی خیام را در سروده­ های وی یافت. مقاله حاضر بر آن است تا با روش مکتب فرانسوی در ادبیات تطبیقی، به بررسی و تحلیل تجلی برخی افکار خیّامی بر یکی از شاعران برجسته و معاصر عرب؛ احمد صافی نجفی بپردازد. همچنین علاوه بر اشاره به نشانه­ های تأثیرپذیری صافی از رباعیات خیام، نگارندگان با چشم­ اندازی تطبیقی و تحلیل و بررسی شواهد شعری روشن می­ سازند که این شاعر عراقی، در مواردی همچون دم غنیمت شماری، طمع نورزیدن و دوری از دلبستگی به دنیا، حسرت بر ایام جوانی، باده ­ستایی و شکایت از روزگار، تحت تأثیر اندیشه­ های تابناک خیام نیشابوری در سروده­ هایش بوده است.

نگاهی به امثال‌وحکم در ادب خراسان (قرن 4 و 5)

دوره 7، شماره 12، تابستان 1394، صفحه 230-2207

https://doi.org/10.22067/jall.v7i12.54442

حامد نقشبندی، سید محمد باقر حسینی، علی نوروزی، حسین ناظری

چکیده یکی از مظاهر فرهنگ و تمدن و ادبیات هر کشور، امثال‌وحکم، یا همان گفتار کوتاه و حکیمانه‌ای است. امثال‌وحکم درواقع، همان سنت‌ها، عادات و تعابیر مردمی است که با دربرداشتن حکایات، تعالیم دینی، تذکرات، موعظه‌ها و اندرزها، ساختار اساسی زندگی اجتماعی، سیاسی، دینی و فرهنگی جامعه انسانی را شکل می‌بخشد و در پرتو آن اقوام و نسل‌ها هویت می‌یابند. ایران با سابقه کهن و تاریخی خود، سرزمین حکمت‌ها و مثل‌هاست و در جای جای این سامان، ادبا و علما، گام‌های بلندی در این زمینه برداشته‌اند و تألیفات ارزشمندی از خویشتن برجای نهاده‌اند؛ که در این میان، سرزمین خراسان را جایگاهی برجسته و منحصربه‌فرد است. شاید بیجا نباشد اگر ادعا کنیم که ادبای این دیار، گوی سبقت را، در اشاعه فرهنگ و تمدن، از بسیاری از ملل دیگر ربوده‌اند که ثعالبی نیشابوری یکی از نمونه‌های برجسته و شاخص این گروه بشمار می‌آید؛ به‌طوری‌که نام وی بر تارک فرهنگ ایران و خراسان؛ بلکه جهان عرب و اسلام، می‌درخشد. ما در این مقاله برآنیم تا امثال‌وحکم به‌کاررفته در آثار متعدد و کم نظیر این ادیب گران‌مایه را، که در لابه‌لای بیشتر آن‌ها، ردّ پای دین و اعتقاد عمیق او را به اسلام می‌توان ملاحظه کرد، موردبررسی، اهتمام و دقت نظر قرار دهیم.

بازنمایی شیوه های گفتار روایی در رمان پایداری فلسطین (بررسی موردی: رمان «الطنطوریه» از رضوی عاشور)

دوره 11، شماره 1، بهار 1398، صفحه 231-251

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.65713

نسرین عباسی، صلاح الدین عبدی

چکیده دانش روایت­ شناسی به دنبال استنباط کیفیت عناصر روایی، قواعد داخلی حاکم بر روایت و تأثیر این قواعد در زیبایی متن است تا به دنبال آن، میزان ظرفیت هنری متن را مشخص کند. در این میان بحث در مورد شیوه ­های بازنمود گفتار داستانی از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. لیچ و شورت ازجمله پژوهشگران ساختارگرایی هستند که به‌صورت علمی و هدفمند به موضوع شیوه ­های گفتار­داستانی پرداخته‌اند. ایشان در مطالعات روایی خویش، شیوه ­های بازنمایی گفتار را بر گفتار مستقیم، غیر مستقیم، غیر مستقیم آزاد، آزاد مستقیم و گزارش روایتی تقسیم کرده­اند. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی وجوه بازنمایی گفتار در رمان الطنطوریه اثر رضوی عاشور، نویسنده معاصر مصری می­پردازد تا با درک و فهم آن عناصر، عرصه برای کشف، شهود و روش تولید معنا از متن وی فراهم شود. رهیافت پژوهش نشان می­ دهد که نویسنده در این رمان برای کم کردن فاصله و واقعی و ملموس نشان دادن حوادث از گفتار مستقیم، گفتار مستقیم آزاد استفاده کرده و در مواردی برای ریتم سریع روایت و فاصله بیشتر بین خواننده و شخصیت از گفتار غیر مستقیم، غیر مستقیم آزاد و گزارش روایتی استفاده نموده است و به دلیل وجود مخاطب درون داستانی، تک‌گویی رمان «الطنطوریه» از نوع نمایشی است.

التطوّر الدلالی للفظ "الباب" فی شعر بدر شاکر السیّاب

دوره 8، شماره 14، زمستان 1395، صفحه 235-254

https://doi.org/10.22067/jall.v8i14.52346

محمد جواد پورعابد

چکیده لماّ تجرّع السّیّاب الکآبة، والفقر والحرمان، وعاش فی بلد جرّب الویلات والمحن، توسّع فی استخدام بعض الدّوال، وجعلها مصدراً للإلهام والإیحاء ومستودَعاً لانتقال تجاربه ورؤیته؛ حیث یمکن القول أنّه وجد فیها ما یمکّنه التّعبیر عن لواعجه. فلفظ "الباب" یعدّ من جملة تلک الدّوال. إنّه استخدمه أکثر من مأة وخمسین مرّة وهذا دلیل على التّطور الدّلالی لهذا اللفظ ومرونته ومن ثمّ انصیاعه لهذا التّطور؛ إذ قام بإیلاجه فی بنیة لغویّة تحتضن الرّمز وتنمّیه. فکان وجوده جلیّاً فی شعره، حیث یمکن أن نعدّه من ثیمات شعره، وکان مصدر اهتمامه فرکّز علیه فی أشعاره وشحنه بأبعاد ودلالات مختلفة، لیصبح ذات دلالات فکریّة. فحمل هذا الدّالّ وجوهاً من انطباعات الشّاعر وذلک باعتماد على المذخور الشّعبیّ. أمّا التحوّل الدلالیّ الذی أصاب دالّ "الباب" هو: الخوف والأمان، المحدودیّة والحریّة، والیأس والأمل، والعمار والخراب، والاتصال والانطوائیّة وما إلى ذلک. تهدف هذه الدّراسة مناقشة التّطور الدّلالیّ لکلمة "الباب" والبحث عن أسباب حضورها الموسّع فی شعر الشّاعر، إذ إنّها لیست مفردة فحسب؛ بل لها تداعیات یمکن رصدها فی المفاهیم المذکورة أعلاه. هذا وأنّ رؤیة السّیّاب إلى تداول الکلمة فی شعره شکّلت ثنائیّات ضدّیة، یمکن اسقرارها على قسمین: قسم خاصّ بالرّؤیة الإیجابیّة والقسم الآخر بالرّؤیة السّلبیّة. أمّا المنهج الذی اعتمدت علیه الدّراسة منهج وصفیّ تحلیلیّ، حاول فیه التقاط التّطور الدّلالیّ لهذه الکلمة فی نصوص الشّاعر، وذلک عبر اختیار مقاطع شعریّة حضرت فیها الکلمة، إضافة إلى تحلیل البنیة اللّغویّة وبعض الظّواهر الأسلوبیّة المسخدمة فی هذه المقاطع والتی ساعدت على تنمیة هذا التّطوّر الدّلالی.

پژوهشی در مضامین داستان کوتاه در آثار عبد السلام عُجیلی

دوره 1، شماره 2، تابستان 1389

https://doi.org/10.22067/jall.v1i2.8942

میرزایی نیا میرزایی نیا، زیبایی زیبایی

چکیده عبد السّّلام عُجیلی پزشک، ادیب و داستان نویس معاصر سوری با سبک خاص و شیوة شخصی اش در توصیف و بیان، حلقة اتّصال بین نویسندگان پیشگام دهه های سی و چهل قرن بیستم از سویی و نوپردازان دهه های پنجاه و شصت از سوی دیگر است. آفرینشهای هنری او آمیخته ای از تواناییهای این دو نسل است. او سبکی آسان، شیوا و غیر متصنّع دارد. از پدیده های بارز شیوه بیان او تکیه بر فصاحت زبان و به کارگیری واژه‌های علمی در داستان است. شخصیّتهای داستانی او شامل همه سطوح و طبقات اجتماع می شوند. مهمترین مضامین داستانهای او که پیوندی نزدیک با مسائل و مشکلات مردمش دارد، از تجربیّات زندگی شخصی و اجتماعی و رویدادهای مختلف سرچشمه گرفته یا حاصل اطّلاعاتی است که از رهگذر سفرهای بی شمار به کشورهای مختلف به دست ‌آورده است. کلید واژه‌ها: عبدالسّلام عُجیلی، سوریه، ادب معاصر عربی، داستان کوتاه، مضمون، شخصیّت.

زبان شناسی

بررسی بازنمایی کارگزاران در رمان النهایات عبدالرحمن منیف بر اساس نظریه ون لیوون

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مهر 1405

https://doi.org/10.22067/jall.2026.95178.1579

پروانه صالحی فارسانی، امین مقدسی

چکیده در بررسی گفتمانی اثر، عناصر مختلفی مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد که یکی از این عناصر کارگزاران و نحوه بازنمایی آن است. این عنصر در قیاس با دیگر مؤلفه‌ها در نظریات و مباحث گفتمان‌کاوی عرصه کمتری به خود اختصاص داده است و آنگونه که عناصر دیگری چون زبان، قدرت، ایدئولوژی و غیره مورد بحث قرار گرفته، بحث کارگزاران در گفتمان مورد توجه قرار نگرفته است. در میان نظریات گفتمان‌کاوی، نظریه ون لیوون که نظریه‌ای در حوزه گفتمان‌کاوی و نشانه‌-معناشناسی است به کارگزاران و نحوه بازنمایی آنان در متن پرداخته است. این مقاله می‌کوشد به بررسی رمان النهایات منیف بر پایه همین نظریه بپردازد تا شیوه‌ها و شگردهای به کار رفته در اثر را برای بازنمایی کارگزاران کشف و بررسی کند. رمان النهایات که مسأله خشکسالی را در جامعه عربستان و نحوه تعامل کارگزاران اجتماعی را در رابطه با این موضوع بررسی می‌کند موضوعی در خور تحقیق و بررسی از جهات مختلف است و نحوه بازنمایی کارگزاران نشانگر نقش هر کدام از آنها در ایجاد بحران‌های زیست‌محیطی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کارگزارن در رمان در دو شکل حذف و ذکر بازنمایی شده‌اند و مسائلی چون محیط زیست صحرایی طیبه، روابط اجتماعی صمیمی میان مردم و انبوه کارگزاران در بازنمایی کارگزاران تأثیر گذاشته است و در مجموع نویسنده در این رمان با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله حذف و ذکر کارگزار به بحران محیط‌زیستی در طیبه اشاره کرده است. تایج پژوهش نشان می‌دهد که کارگزارن در رمان در دو شکل حذف و ذکر بازنمایی شده‌اند و مسائلی چون محیط زیست صحرایی طیبه، روابط اجتماعی صمیمی میان مردم و انبوه کارگزاران در بازنمایی کارگزاران تأثیر گذاشته است و در مجموع نویسنده در این رمان با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله حذف و ذکر کارگزار به بحران محیط‌زیستی در طیبه اشاره کرده است.

واکاوی تکنیک‌های طنزآفرینی در مقامه‌ی اصفهانیه‌ی بدیع‌الزمان همدانی

دوره 11، شماره 2، آذر 1398، صفحه 158-174

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.60770

مصطفی مهدوی آرا

چکیده طنز در آثار ادبی به شکل­های مختلفی نمود می­یابد و نویسندگان برای آفرینش خنده از تکنیک­های متعددی استفاده می­کنند؛ به‌کارگیری بازی­های زبانی، ایجاد موقعیت­های خنده­آور، ترسیم تصویرهای کاریکاتوری به‌وسیلۀ کلمات، شخصیت­­پردازی­های کُمیک، کوچک­نمایی، بزرگ­نمایی و ... ازجملۀ این تکنیک­ها می­باشد.­ بدیع‌الزمان همدانی توانسته است، در مقامات خود از این تکنیک­ها بهره ببرد و در قالب طنز، مسائل و مشکلات اجتماعی جامعه خویش را به چالش بکشد. مقامۀ اصفهانیه، داستان کوتاهی است که همدانی در آن، رواج باورهای خرافی، عقب‌ماندگی عوام و تعصبات دینی را در قالب ریشخندی انتقادی بیان کرده است. تحقیق حاضر در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی شگردهای طنزآفرینی بدیع‌الزمان همدانی در این مقامه بپردازد. آنچه ضرورت انجام این پژوهش را تبیین می­سازد: اهمیتِ توجه به مقامات به‌عنوان میراث ادبی و بررسی آن، از ابعاد مختلف است و می­توان آن را به‌عنوان شاهکاری ادبی و الگویی طنزآلود از ادبیات قدیم، به طنزپردازان عصر حاضر معرفی کرد.  نتایج حاصل از این جستار نشان می‌دهد: در این مقامه، تکیۀ همدانی در طنزآفرینی، بر تکنیک‌های موقعیت محور و شخصیت محور بوده است. وی توانسته در قالب ریشخندی انتقادی و بدون آزار مخاطب، کاستی­های جامعه و سنت­ها و باورهای غلط مردمان زمانۀ خویش را بیان کند.

تقدیس درخت در رمان «درخت انجیر معابد» و «دومة ود حامد»

دوره 12، شماره 1، تابستان 1399، صفحه 161-180

https://doi.org/10.22067/jall.v12.i1.62627

رضا ناظمیان، ناصر میثاقی

چکیده احمد محمود و طیب صالح در این دو اثر خود، ناکجاآبادی آفریده­اند که مردمانش دل در گرو درختی داشته­اند. احمد محمود در درخت انجیر معابد، تصویری از یک جامعه ترسیم کرده که افراد آن سخت به معجزه­گری و قدسیت درخت ایمان آورده و درخت را به نماد باورها و اعتقادات آیینی این مردمان خوش­باور تبدیل کرده­ا­ند و در این راستا اقدام به انجام اعمال و مناسکی کرده­اند که در عرف ادیان الهی شایسته نیست برای غیر خدا انجام گیرد. کارهایی همچون: درمان­خواهی بیماران، استغاثه، نذر و نیاز، حاجت­طلبی و مناجات و.... هیچ‌کس جرأت مخالفت با درخت یا حق انکار قدسیت درخت را نداشته؛ و هر صدایی که از این غرض، سخن می­گفته در گلو خفه می­شده است.مشابه این سرسپردگی­ها و امید بستن­ها و شفاجویی­ها را طیب صالح در داستان «دومة ود حامد» آورده است. دومة ود حامد درخت بی‌ثمری است که مثل انجیر معابد در باور مردمان موقعیتی شبه خدایی یافته بود؛ به‌گونه‌ای که مردم آن را طواف می­کردند، به درگاهش راز و نیاز می­بردند، برای آن نذر و قربانی انجام می­دادند و هیچ مخالفتی با آن را برنمی‌تابیدند. در این مقاله بنا داریم با روشی توصیفی – تحلیلی به واکاوی بن­مایه تقدیس درخت در این دو داستان بپردازیم تا ضمن اشاره به اسطوره­ها و کهن‌الگوهای بیان­کننده نوع ارتباط انسان با درخت، به تبیین زمینه­ها و انگیزه­های تقدیس درخت بپردازیم و روشن کنیم که چرا و چگونه یک عنصر ذاتاً نامقدس تقدس می­یابد؟ و چه سازوکاری به کار بسته می­شود تا این مهم محقق شود؟ نتایج کار نشان می­دهد که تقدس درخت در رمان درخت انجیر معابد شدیدتر از داستان دومة ود حامد است و مناسبات پیرامون آن پر­دامنه­تر می­باشد

نشانه‌شناسی رمزگان‌های زبانی در سروده «ملحمة الهجرة الثالثة» از «کاظم السماوی»

دوره 12، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 170-186

https://doi.org/10.22067/jallv12.i2.88021

محمدنبی احمدی، ایمان قنبری

چکیده نشانه­شناسی رمزگان­ها، یکی از روش­های نوینی است که ناقدان در بررسی و تأویل متون ادبی به آن اهتمام ورزیده­اند و از مفاهیمی اساسی است که نشانه­ها به‌وسیلۀ آن، معنای ویژۀ خود را می­یابند. کاظم السماوی (1919- 2010م) از شاعران توانمند معاصر عراق است که بخش قابل توجّهی از شعر وی را نشانه­ها، نمادها و اسطوره­ها تشکیل می­دهد. سروده «ملحمة الهجرة الثلاثة» از اشعاری است که وی در آن، با خلق مجموعه­ای از نشانه­ها؛ پیام مورد نظر خود را با مخاطب در میان می­گذارد.  این پژوهش کیفی، به شیوۀ توصیفی- تحلیلی، با استفاده از نسخه­های خطّی و کتابخانه­ای، به بررسی این قصیده برای یافتن مهم­ترین رمزگان­های زبانی آن و بیان ارتباط آن­ها با زندگی شاعر از یک­سو و نقش آن در هماهنگی قصیده از سوی دیگر، پرداخته است. هدف از بررسی و تحلیل این قصیده از منظر رمزگان­ها آن است تا خواننده تا حدّ زیادی با زوایای پنهان شعر سماوی و اندیشه وی آشنا شود. نتایج نشان می­دهد که نشانه­های شخصیّت شاعر و گرایش­های شخصی او به‌طور واضح در رمزگان­های مربوط به صاحب متن و عنوان تجسّم یافته است؛ همان‌طور که یکپارچگی قصیده به کمک رمزگان­های زیبایی­شناختی و بینامتنی به‌اضافه دیگر رموز محقّق شده است که این امر، بر ارزش ادبی قصیده افزوده است. همچنین، بررسی­ها، حاکی از آن است که سروده حاضر، برخاسته و متأثّر از زندگی وی و سال­های دراز غربت و تبعید است که شاعر به‌صورت آگاهانه بسیاری از رمزگان­ها را برای بیان مقصود خود که همان برانگیختن حسِّ مبارزه و مقاومت است بکار گرفته است. وی به‌خوبی توانسته است در پسِ این نشانه­ها، مقصود خود را بیان و با خواننده ارتباط برقرار کند.
 
کلیدواژه‌ها: نشانه شناسی، رمزگان­ها، کاظم السماوی، ملحمة الهجرة الثلاثة.
 
 
 
 
 
 
نشانه­شناسی رمزگان­ها، یکی از روش­های نوینی است که ناقدان در بررسی و تأویل متون ادبی به آن اهتمام ورزیده­اند و از مفاهیمی اساسی است که نشانه­ها به‌وسیلۀ آن، معنای ویژۀ خود را می­یابند. کاظم السماوی (1919- 2010م) از شاعران توانمند معاصر عراق است که بخش قابل توجّهی از شعر وی را نشانه­ها، نمادها و اسطوره­ها تشکیل می­دهد. سروده «ملحمة الهجرة الثلاثة» از اشعاری است که وی در آن، با خلق مجموعه­ای از نشانه­ها؛ پیام مورد نظر خود را با مخاطب در میان می­گذارد.  این پژوهش کیفی، به شیوۀ توصیفی- تحلیلی، با استفاده از نسخه­های خطّی و کتابخانه­ای، به بررسی این قصیده برای یافتن مهم­ترین رمزگان­های زبانی آن و بیان ارتباط آن­ها با زندگی شاعر از یک­سو و نقش آن در هماهنگی قصیده از سوی دیگر، پرداخته است. هدف از بررسی و تحلیل این قصیده از منظر رمزگان­ها آن است تا خواننده تا حدّ زیادی با زوایای پنهان شعر سماوی و اندیشه وی آشنا شود. نتایج نشان می­دهد که نشانه­های شخصیّت شاعر و گرایش­های شخصی او به‌طور واضح در رمزگان­های مربوط به صاحب متن و عنوان تجسّم یافته است؛ همان‌طور که یکپارچگی قصیده به کمک رمزگان­های زیبایی­شناختی و بینامتنی به‌اضافه دیگر رموز محقّق شده است که این امر، بر ارزش ادبی قصیده افزوده است. همچنین، بررسی­ها، حاکی از آن است که سروده حاضر، برخاسته و متأثّر از زندگی وی و سال­های دراز غربت و تبعید است که شاعر به‌صورت آگاهانه بسیاری از رمزگان­ها را برای بیان مقصود خود که همان برانگیختن حسِّ مبارزه و مقاومت است بکار گرفته است. وی به‌خوبی توانسته است در پسِ این نشانه­ها، مقصود خود را بیان و با خواننده ارتباط برقرار کند.
 
 
 
 
 
 
 
 

ادبیات شفاهی عربی و انواع آن

دوره 10، شماره 19، پاییز 1397، صفحه 245-273

https://doi.org/10.22067/jall.v10i19.43865

بلاسم محسنی

چکیده جستار پیش رو به بررسی بخشی از ادبیات شفاهی در زبان عربی می‌پردازد که از دو بخش تشکیل شده است. نخست ریشه­ های شکل­ گیری ادبیات شفاهی عربی و عوامل گسترش این ادبیات در بین کشورهای عربی بررسی‌شده است؛ عواملی مانند شهرنشینی و آشنایی با ادبیات ملل دیگر، فروپاشی خلافت عباسی، دولت مشعشعیان، زمینه­ های تاریخی مختلف کشورهای عربی و ملی­ گرایی. در ادامه به بررسی ژانرهای ادبیات شفاهی عربی می­پردازد. قالب­های کلاسیک ادبیات شفاهی عربی، مانند موالیا و زَجَل و همچنین قالب­های نو مانند مربع، موشحاتِ عامیانه و اشعار کوتاه و نیز انواعی مثل حداء و رکبانیه مواردی است که در این بخش مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین برای نخستین بار دسته ­بندی تازه­ای از ادبیات شفاهی عربی ارائه شده است. در انتها چنین نتیجه­ گیری شده که ادبیات شفاهی عربی سه دوره مهم تاریخی دارد که مراحل سه­ گانه پیدایش ادبیات شفاهی عربی را شکل می­دهد. به‌ منظور ادامه بحث و مطالعه در زمینۀ ادبیات شفاهی عربی، پیشنهاد‌هایی نیز مطرح شده است.

تحلیل نشانه شناختی شخصیت ها در حکایت ملک عمر نعمان

دوره 10، شماره 18، زمستان 1397، صفحه 249-278

https://doi.org/10.22067/jall.v10i18.61838

علی اکبر مرادیان قبادی

چکیده شخصیت عنصر اصلی داستان است و به مثابۀ ستون فقرات آن به شمار می­رود؛ پس داستان­ پرداز باید تمام تلاش خود را برای آفرینش شخصیت­هایی مبذول کند که دارندۀ نشان­ه ایی باشند که با حوادث، مفاهیم و اهداف قصه متناسب و با عناصر دیگر هم­خوانی داشته باشند. به نظر می­رسد که اسامی شخصیت­ها از مهم­ترین این نشان­ه است و به منزلۀ رمزها یا علاماتی هستند که خواننده را به برخی از مفاهیم داستان رهنمون می­شوند، و چون عنصر شخصیت در داستان­های هزار و یک شب هم از نظر شکل و هم از نظر دلالی اهمیت فراوان دارند، بر آن شدیم که در این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی نشانه­ شناسی شخصیت­ها در یکی از حکایت­های آن به عنوان "ملک عمر نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان" بپردازیم و وجوه تسمیه شخصیت­های این حکایت و ارتباط آنها را با روند حوادث و وقایع داستان کشف نماییم. سرانجام به نتایج مهمی پی بردیم؛ از جمله این که اسامی شخصیت­ها در این حکایت نقش مهمی در ساختار و مفاهیم و پیام­های قصه دارند.

بازیابی نشانه‏ های «جریان سیّال ذهن» در چکامه ‏های ادونیس

دوره 11، شماره 1، بهار 1398، صفحه 253-287

https://doi.org/10.22067/jall.v11i1.74275

بهار صدیقی

چکیده انتشار رمان «در جستجوی زمان از دست رفته» توسط مارسل پروست، رمان «زیارت» از بانو دوروتی ریچاردسون، داستان «چهرة مرد هنرمند در جوانی» و به ‏ویژه رمان «اولیس» توسط جیمز جویس در سال‏های 1922-1913 به مثابة پیدایش نخستین نمونه ‏های جدّی «جریان سیّال ذهن» به شمار می‏رود. برخی شاخص ‏های بنیادین جریان سیّال ذهن در ادبیات عربی، دارای دیرینه‏ای دور است که به‌زعم نگارنده از متون کلاسیک مانند «حی بن یقظان» ابن‌سینا، «حی بن یقظان» ابن طفیل، «رسالة الغفران» ابوالعلاء معری-که به بیان طه ندا متأثر از ارداویرافنامه فارسی پدید آمده است و هم‏چنین در «توابع و زوابع» ابن شُهید اندلسی آغاز شده و تا امروز در متن‏های داستانی جبران خلیل جبران، چکامه ‏های سرایندگان مکتب تمّوز و در شعرهای داستانی ادونیس و به ‏ویژه در قصاید کلیّة او ادامه یافته است. این جستار بر بنیاد توصیف و تحلیلِ مبتنی بر نقد روان‌شناختی و در پی شناسایی و کشف نشانه‏ های روشن جریان سیّال ذهن در پیشرفته‏ ترین و پیچیده ‏ترین گونة شعری معاصر عربی یعنی «قصیدة کلیه» ادونیس می‏باشد. یافته‏ های حاصل از این پژوهش حکایت از آن دارد که ویژگی‏های بنیادین جریان سیّال ذهن مانند تک‌گویی درونی، حدیث نفس، فوران داده‏های ذهن، پیچیدگی و نمادپردازی تا سرحدّ ابهام، نوسازه‏های زبانی، باهم‏آیی زمان‏ها، و.... در «قصاید کلیّة» ادونیس در جایگاه نمونة ناب متون عرفانیِ سمبولیکِ سوررئال به روشنی قابل بازیابی است؛ همچنین ردّپای باورهای جیمز جویس، مارسل پروست و ویرجینیا وولف دربارة زمان و خاطرات در گفتارهای ادونیس، نظریه ‏پرداز قصیدة کلیه به وضوح دیده می‏شود.

اسطوره‌های برجسته در شعر عبدالوهّاب البیّاتی

دوره 1، شماره 2، تابستان 1389

https://doi.org/10.22067/jall.v1i2.8943

نجفی ایوکی نجفی ایوکی

چکیده عبدالوهاب البیّاتی ( 1999 – 1926.م) از‌جمله شاعرانی است که اسطوره در شعرش حضوری فعّال دارد و از بسامدی بالا برخوردار است و سازه اصلیِ تفسیر پذیرترین سروده هایش را تشکیل می دهد. او با فراخوانی اسطوره های کهن و دخل و تصرّف در آنها، در پی آن است تا ضمن اصالت بخشی به اثر ادبی خود، پوشیده تر و ادبی تر به ابراز ایده هایش بپردازد. کار او نقل ساده اسطوره نیست، بلکه برداشت جدید و متفاوتی از آن دارد و با زبدگی چشمگیر، تفسیر تازه تر و عمیق تری از اسطوره هــــا به نمایش می گذارد. او با انعطاف پذیر ساختن و آشنایی زدایی در چهرۀ آنان، تجربه های معاصر خود را بر آنــان حمل می نماید. روانشناختی اسطوره های شاعر نشان از آن دارد که شخصیّت اسطوره ای در واقع همان « من » هایِ خود شاعرند که به شکلهای گوناگون از نیّتها، آرزوها، اشتیاقها و انگیزه های وی خبر می دهند. شخصیّتهای اسطوره ایِ بیاتی همگی دغدغه سیاسی – اجتماعی دارند و از دردی مشترک می نالند و خواهان آزادی سیاسی و عدالت اجتماعی هستند. در نگاه کلی می توان گفت: اسطوره های وی عهده دار اندیشه فدا دهی، زندگی در مرگ ، خوارشدگی عاطفی، ماجرا جویی ، احساس غربت و همزاد پنداری‌اند. در این جستار با نگاهی گذرا به روند اسطوره گرایی در شعر معاصر عربی، از شیوۀ به کارگیری و کارکرد اسطوره هایی همچون سندباد، سیزیف و تمّوز در شعر عبدالوهاب البیّاتی سخن رفته است. کلیدواژه‌ها: اسطوره ، عبدالوهاب البیّاتی ، سندباد، سیزیف، تمّوز.

جلوه‌های پایداری در رمان عشاق اثر رشاد ابوشاور

دوره 11، شماره 2، آذر 1398، صفحه 175-197

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.77347

امیر فرهنگ نیا

چکیده   رمان پایداری فلسطین، بیانگر سیمای شخصیت فلسطینی، قبل و بعد از واقعه نکبت بوده و از رنج­ها و محنت­های ملتی حکایت دارد که با شهامت و جسارت به مبارزه و مقابله با استعمارگر صهیونیسم و انواع ظلم و ستم پرداخته است و می­توان آن‌ را یکی از وسیع­ترین حوزه­های ادبیات عرب دانست که به عنوان ابزاری برای مقاومت و پایداری در دست نویسنده، آحاد مردم را به دفاع از ارزش­ها، آزادی، دفاع از کرامت انسانی و عدالت تشویق کرده تا از جان و مال خود دریغ نکنند. خون شهیدان، به عنصری مهم در دست نویسنده تبدیل و برای ادامة سیر پایداری بر آن پافشاری می­شود و شهادت­طلبی یکی از محورهای پایداری به شمار می­آید؛ کما اینکه اشغال سرزمین فلسطین، رمان فلسطین را به سمت پایداری و مقاومت، سوق داده است. در این راستا رمان عشاق، به بیان واقعیت تلخ اوضاع فلسطین، ترک رؤیاپردازی و زمینه­چینی برای قیام، انقلاب و انتفاضه می­پردازد. این رمان اثر رشاد ابوشاور با تأثیر از چنین فضایی و با ترسیم تصویر فلسطین و ذکر سایر اراضی اشغالی، به تعیین سرنوشت ملت فلسطین، با یک راهکار، یعنی پایداری و مبادرت به حفظ تمدن و هویت آن تأکید دارد. این جستار در تلاش است با رویکرد توصیفی- تحلیلی به بررسی جلوه­های پایداری در رمان عشاق اثر رشاد ابوشاور، رمان­نویس معاصر فلسطینی بپردازد. نتایج این جستار حاکی از آن است که نویسنده در بررسی عناصر پایداری در این رمان موفق عمل کرده و بخش وسیعی از آن را به آرمان فلسطین و آزادی آن اختصاص داده است.

واکاوی جامعه‌شناختی ادبی در داستان کوتاه «الزیف» بر اساس اسلوب لوسین گلدمن

دوره 12، شماره 1، تابستان 1399، صفحه 181-194

https://doi.org/10.22067/jall.v12.i1.79335

محمدرضا خضری، مریم عظمت پناه

چکیده علم جامعه­شناسی ادبیات، دانش گسترده­ای است که دربردارنده­ی مجموعه­ی وسیعی از افکار و نظریات متفکران پیرامون پیوند میان ادیب و جامعه­ی وی است. ازاین‌رو مطالعات ادبی بر مبنای نظریات این اندیشمندان، گامی استوار و ضروری در زمینه­ی نقد متون ادبی به شمار می­رود و چه‌بسا نتیجه­ی پژوهش­های ادبی فارغ از این­گونه مطالعات ابتر است. یکی از اندیشمندان جامعه­شناسی ادبیات لوسین گلدمن است که بنیان­گذار سبکی نوین در این حوزه به شمار می­رود. شیوه­ی او به ساخت­گرایی تکوینی شهرت یافته است. او معتقد است اثر ادبی نتیجه­ی فرهنگ و آگاهی جمعی طبقه، عصر و یا نسل نویسنده است. لذا در روش خود در پیِ ایجاد ارتباطی معنادار میان اثر ادبی و مهم­ترین جنبه­های زندگی اجتماعی است. نجیب محفوظ داستان­پرداز و رمان­نویس معاصر مصر ازجمله نویسندگانی است که در آثارش به دنبال بیان آمال و محنت­های جامعه و طبقه­ی اجتماعی خود می­باشد. به‌گونه‌ای که از خلال بررسی آن‌ها به شیوه­ی ساخت­گرایی تکوینی، می­توان به پیوندهای وثیق ساخت درونی و ادبی این آثار با نگرش و آگاهی جمعی طبقه­ی اجتماعی نویسنده پی برد. ازجمله‌ی این آثار داستان کوتاه «الزیف» از مجموعة داستانی «همس الجنون» اوست؛ پژوهش حاضر به‌منظور بررسی این داستان کوتاه، نظریه­ی لوسین گلدمن را چراغ راه خود قرار داده است. بدین منظور ساختار داستان در دو سطح تفسیری – یعنی دریافت درون­متنی همچون بررسی ساختار معنایی- و سطح تشریحی –یعنی تحلیل بستر اجتماعی و فرهنگی داستان- مورد کاوش قرار می­گیرد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد عناصر این داستان دارای ویژگی­هایی است که بیان­گر پیوند عمیق داستان با جامعه ­ی نجیب محفوظ است؛ همچنین نشان­ می­دهد که داستان ثمره­ی جهان­بینی و آگاهی جمعی گروهی است که نویسنده به آن تعلق دارد.