واکاوی شکلگیری معنا در «لامیة العجم» طغرایی بر اساس نظریة قطبهای استعاری و مجازی یاکوبسن
دوره 16، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 37-58
https://doi.org/10.22067/jallv16.i4.2410-1469
زهرا حقایقی، مرضیه آباد
چکیده ساختارگرایی، روشی در نقد ادبی است که با تأکید بر اهمیت زبان در شکلدهی به ادبیات، به مطالعه ساختارهای زبانی و نقش آنها در آفرینش معنا میپردازد. بر این اساس در این پژوهش با نگاهی به رویکرد ساختارگرایانه و نظریه ادبیت یاکوبسن و بر مبنای توصیف و تحلیل وارائه نمودار آماری، به بررسی دقیق زبانشناختی قصیده نامآشنای «لامیة العجم» طغرایی در سه سطح زبانی، ادبی و اندیشگانی پرداخته شده است. هدف اصلی، بررسی ارتباط عناصر زبانی و ادبی در شکلگیری معنای این اثر است با توجه به اهمیت و شهرت قصیده طغرایی، انجام پژوهشی جامع و همهجانبه در راستای واکاوی ساختار، قالب و شبکه معنایی آن ضروری به نظر میرسد. رهیافت پژوهش نشان میدهد که وزن و بحر با مفهوم و محتوای قصیده همخوانی دارد. هم حروفی و همآوایی در شعر اندک؛ اما قابلملاحظه است و غالباً از نوع تکرار آوایی ناقص است، از دیگر سو، هنجارگریزی و قاعده افزایی است که موجب برجستهسازی زبان شعری قصیده «لامیة العجم» شده است و از این میان کاربرد استعاره از بالاترین بسامد برخوردار است که نشانگر عنصر خیال و معانی ذهنی شاعر است. ساختار واژگانی و ادبی در قصیده در خدمت اندیشه و عاطفه شاعر قرارگرفته است.
معناشناسی تاریخی و توصیفی واژه «تلّ» در قرآن کریم
دوره 14، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22067/jallv14.i2.85485
حسن دهقان، سید حسین سیدی، حسین ناظری
چکیده
نگارش پیش رو، معناشناسی تاریخی و توصیفی واژه «تلّ» است که ازجمله واژگان تک کاربرد (hapax legomenon) قرآن کریم به شمار میآید. شناخت واژگان بهعنوان ارکان اصلی تشکیلدهنده ساختار جمله در فهم مقصود گوینده نقش بسزایی دارد ازاینرو کنکاش در سیر تحول واژگان و روابط معنایی آنها را ضروری دانسته و بدین پژوهش اقدام کردهایم. آشنایی مختصر با معناشناسی و دو گونه تاریخی و توصیفی آن و اشارهای گذرا به رویکرد «تک کاربرد» و سابقه تاریخی آن، و بررسی این واژه در بستر تاریخ و آوردههای معنایی آن بهویژه در عصر نزول و واکاوی آن در قالب معناشناسی توصیفی با روش تحقیق «توصیفی – تحلیلی»، هدف اصلی این مقاله میباشد. در گونه تاریخی، با کاوش در سیر تحول معنایی آن، مبرهن شد که در دوران قبل از نزول، در زبانهای سامی به معنای «عَلّقَ» و «رَفَعَ» و در عصر جاهلی، اسمهای «تلّ، تلیل، مِتلّ» به معنای «تپه، گردن و نیزه»، متضمّن معنای مرکزی برافراشتگی بوده است. در عصر نزول نیز این نتیجه حاصل شد که واژه «تلّ» با رویکرد گسترش معنایی، به معنای «بر زمین انداختن از بلندی» با آمیزهای از مضامین قبل، معنایی جامع را با خود به ارمغان آورده است. در رهگذر معناشناسی توصیفی، به تبیین ژرفای لغوی آن و گزارههای جانشین و متقابل این واژه، دست یافتیم. ازاینرو بر محور جانشینی با أفعال: «خَرّ، هَوی، کَبَّ» و بر محور تقابل معنایی با افعال: «رَفَعَ،َ صَعِدَ، رَقی» رابطه معنایی دارد.
