نوع مقاله : علمی - پژوهشی
نویسندگان
1 مشهد، دانشگاه فردوسی، دانشکده ادبیات، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشجوی دکتری
2 دانشگاه فردوسی مشهد
چکیده
ادبیات از گذشتههای دور همواره در نقش یک آیینه تمام نمای جامعه بشری ایفای نقش نموده است و ادبیات و جامعه در تقابل و تعاملی دوسویه با یکدیگر زیسته و تأثیر وتأثراتی داشتهاند. از این روی مفاهیم، معانی و گاها ساختار یک اثر ادبی به موازات تحولات جامعه دچار تغییر و دگردیسی شده است که با مرور آثار ادبی در دورههای مختلف به خوبی میتوان آن را مشاهده کرد. همان طور که تحلیل و بررسی نگاه انتقادی و اعتراضی عبدالرحمن یوسف به جامعهاش مؤید این نظرگاه است. در جستار پیشرو محتوای اشعار و آثار شعری عبدالرحمن یوسف و رابطهای که با جهان معاصرش دارد مورد بررسی قرار میگیرد و به جای شیوۀ توصیفی محض، به تأثیرپذیری محتوایی سرودههایش از محیط پیرامونش پرداخته میشود. نتایج جستار حاضر چنین است:
شاعر متأثر از شرایط اجتماعی جامعه خود و ضمیر بیدار و دردمندش و بدون استفاده از واژگان پرطمطراق، لفظپردازیها و تصنعهای شعری به نقد موضوعاتی چون فقر، تضاد طبقاتی، قتل عام مردم بیگناه، تاراج سرمایههای ملی، فساد موجود در جامعه مصر، قانون مصر، شکنجه و زندانی کردن افراد بیگناه، فرقهگرایی و تفرقهافکنی، دخالت بیگانگان در امور مصری و ... پرداخته است و گاهی اوج درد و رنج وی را در نهایت استهزاء و تمسخر و ریشخند کلام وی به وضوح میتوان دید به طوری که حتی بالاترین شخص دستگاه حکومتی نیز از این زبان تند و گزندۀ وی در امان نبوده است. شایان ذکر است شاعر در کنار نقد جامعه و توصیف واقعیت تلخ آن به ریشهیابی مشکلات و ایجاد روحیه مبارزهطلبی در میان مردم مصر میپردازد.
کلیدواژهها
موضوعات
ارسال نظر در مورد این مقاله