التحلیل السیمیائی لفن الإیماء الجسدی فی روایة المجوس"لإبراهیم الکونی"
دوره 17، شماره 1، بهار 1404، صفحه 52-70
https://doi.org/10.22067/jall.2026.88797.1435
سیّد کاظم قریشیان فر، حسن دادخواه تهرانی، خیـریـة عـچـرش
چکیده یُعدّ الإیماء الجسدی، کاللغة المنطوقة، أبجدیّة حرکیّة للتواصل، یصدر عن أعضاء الجسد، ویعبّر عن المشاعر والمواقف والأفکار، بل هو متنوع ومتعدد وأکثر تأثیراً فی بعض الأحیان؛ لما فیه من دلالات حسیّة نابعة من صمیم الإنسان، وهو نسق من الأنساق الثقافیة والاجتماعیة، ولیس عنصراً إضافیاً أو مکمّلاً للعنصر اللسانی علی الإطلاق؛ لأنّه لا یمکن اختصاره فی مفردات وجمل یعوّضه ویبلغ عنه بالقوة والمضمون ذاتهما. وعلى الرغم من أن اللفظ والإیماءة قد یوحیان بالدلالة ذاتها إلا أن اللفظ لایمکن أن یستغنی عن الإیماءة فی کثیر من الأحیان، لأنّها قادرة على توصیل الدلالة التی یریدها الباثّ بشکل أوضح وربما أسرع وأدق. وبما أن إبراهیم الکونی من الروائیین العرب المعاصرین الذین یستخدمون الإیماءات الجسدیة فتحاول هذه الدراسة الکشف عن لغته السردیة وتقنیاته الروائیة من خلال توظیف الجسد وإیماءاته، خاصة تلک التی تبلورت عن الثقافة الطوارقیة، وتبیان فن الإیماء کتقنیة حدیثة وفن سردی معاصر مثیر للنقاش فی کتابات إبراهیم الکونی عبر دراستها دراسة سیمیولوجیة تبحث عن الإیماء الجسدی ودلالته. فهناک حاجة ماسة لمعرفة الشفرات الروائیة فی الخطاب الروائی له من خلال هذا المنهج النقدی لاستجلاء عوالمه التی بثّها فی منجزه الأدبی مستخدماً المجتمع الطوارقی الذی یمتلک حکایات وأساطیر وأحداث ومیثولوجیا. ومن خلال المتابعة المکثّفة لأعمال إبراهیم الکونی والقراءة المستفیضة لها تبیّن أنّه استخدم تقنیة الإیماء والصمت بکثافة فی أعماله الروائیة، وهما سمتان بارزتان فیها، ومتجذرتان فی سلوک أهل الصحراء الکبرى وسکانها الطوارق، وأنّه وظّف فی سرده العجائبی جمیع تفاصیل الجسد وما ینتج عنه بغیة التواصل من حرکات الرأس والعین، والضحک، والیدین وتعابیر الوجه وحتی الصمت. کما أنه استثمر الإیماء بشکل کبیر فی روایاته خاصة المجوس حیث وجدت الدراسة نماذج کثیرة بهذا الشأن. وأن اللغة الجسدیة عند الکونی لا تقل أهمیة عن اللغة المنطوقة بل یعتمد علیها اکثر من المنطوقة والمکتوبة أحیاناً. وقد اعتمدنا علی المنهج الوصفی- التحلیلی وبالاعتماد على السیمیائیة وتوصلت الدراسة إلی نتائج مهمة من بینها، أنّ الاتجاهلسیمیولوجی الثقافی فی روایة المجوس طاغیاً أکثر على الاتجاهاتلسیمیائیة الأخرى إذ وظّف الکونی الحرکة والإضاءة والأطباع والأهواء والأسطورة فی روایة المجوس.
بررسی بلاغی دلالتهای زبان بدن در قرآن کریم (مطالعه موردی: زبان دست)
دوره 10، شماره 18، زمستان 1397، صفحه 149-166
https://doi.org/10.22067/jall.v10i18.63789
عبدالرضا عطاشی
چکیده زبان بدن، تکنیکی ارتباطی به شمار میرود که انسانها از آن برای بیان احساسات و دلالتهای مختلف بهره میگیرند. زبان بدن، ترجمان حالتها و اندیشههای آدمی است. این مهارت ارتباطی در گسترۀ علم لغت، روانشناسی رفتاری و تربیتی قرار دارد. زبان بدن در متون ادبی و قرآن کریم به کرّات مورد استفاده قرار گرفته است. فراگیری اصول و فنون زبان بدن، اقدام مؤثری برای رمزگشایی بسیاری از دلالتهای نهفته در عبارات است و این امر برای پژوهشگران قرآنی بسیار مهم مینماید؛ زیرا با بازگشایی رمز آیات، میتوان از روساخت به ژرفساخت معنایی آنها پی برد. در این مقاله علاوه بر تعریف زبان بدن و ارائۀ تاریخچۀ مختصری از این علم، به ذکر دلالتهای زبان بدن در قرآن کریم با تأکید بر زبان دست و شرح نکات بلاغی آنها پرداخته شده است. مهمترین دلالتهای زبان دست در قرآن را میتوان: بخل، تأسف، ترس، سکوت، غم، تعجب و حیرت برشمرد. از جمله نکات بلاغی آیات زبان بدن میتوان به آرایههایی نظیر استخدام جز به جای کل، تشبیه و استعاره اشاره نمود. قرآن کریم، زبان بدن را مهارت ارتباطی هر دو گروه مؤمنان و کفار دانسته است. با این تفاوت که کفار از این سازوکار ارتباطی برای استهزاء، انکار و تحقیر و مؤمنان برای بیان اندوه، مسرت، شرم و شگفتی استفاده نمودهاند.
