تحلیل عقدۀ حقارت در شخصیت‌های رمان «الأشیاء لیست فی أماکنها» بر اساس نظریۀ آلفرد آدلر

نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

3 استاد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

چکیده
رویکرد روان‌شناسی فردنگر در نقد ادبی در پی تحلیل لایه‌های درونی شخصیت‌ها و کشف علل روان‌شناختی ترس‌ها، زخم‌ها، امیال سرکوب‌شده و واکنش‌های جبرانی آنان است. این رویکرد، پیوندی میان روان انسان و متن ادبی برقرار می‌کند و به درک بهتر انگیزه‌ها و رفتارهای شخصیت‌ها کمک می‌کند. یکی از مفاهیم بنیادین در روان‌شناسی فردنگر آلفرد آدلر، عقدۀ حقارت است که آن را حاصل ناکامی‌ها و محرومیت‌های کودکی می‌داند. به باور او، احساس کمبود و بی‌ارزشی می‌تواند فرد را به واکنش‌های جبرانی، مثبت یا منفی، سوق دهد. رمان الأشیاء لیست فی أماکنها نوشتۀ هدى حمد، با ترسیم زندگی شخصیت‌هایی گرفتار تبعیض نژادی، سلطۀ خانوادگی و شکست‌های عاطفی، بستری مناسب برای بررسی این مسئله فراهم می‌کند. این پژوهش با تکیه بر نظریۀ آدلر، عقدۀ حقارت را در سه شخصیت اصلی این روایت تحلیل می‌کند: أمل که قربانی نابرابری اجتماعی است و جبرانش از مطالعه به روابط مخرب سوق می‌یابد؛ محسن که نمونۀ «کودک دلسرد» ناشی از سلطۀ والدین است و از انزوا به جبرانی مراقبتی-عاطفی می‌رسد و منی که با راهبرد فاصله‌گذاری، شخصیت خیالی می‌آفریند و با فروپاشی آن رو به رو می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این جبران‌ها اغلب ناپایدارند و نه‌ تنها به ترمیم کامل زخم‌های روانی نمی‌انجامند، بلکه در بسیاری موارد به تداوم احساس بی‌ارزشی، سرخوردگی و انفعال، منتهی می‌شوند. ازاین‌رو، روایت حاضر هم زمان بازنمایندۀ آسیب‌های فردی و آیینۀ فشارهای اجتماعی و خانوادگی است که در شکل‌گیری بحران روانی و هویتی شخصیت‌ها نقش تعیین‌ کننده دارند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

ارسال نظر در مورد این مقاله
نام را وارد کنید.
نشانی پست الکترونیکی را به درستی وارد کنید.
وابستگی سازمانی را به درستی وارد کنید.
توضیحات را وارد کنید (حداقل 50 حرف)
CAPTCHA Image
شناسه امنیتی را به درستی وارد کنید.