تأملی در پیامدهای روان زخم بر ذهن و زبان شعری بردونی

نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

چکیده
روان­ زخم، آسیبی ژرف بر جان و روان انسان است که در پی تجربۀ رویداد­های دردناک و حوادث تکان­ دهنده پدید می ­آید. گسترش و فراوانی چنین رخدادهایی، پدیدۀ روان­ زخم را به یکی از مؤلفه­ های شاخص و وجودی انسان معاصر تبدیل کرده است. عبدالله بردونی (1999-1929)، شاعر و ادیب برجستۀ یمنی، در زندگی خود با حوادث تلخ و آسیب ­زای متعددی روبه ­رو بوده که به­ طور مستقیم بر شخصیت او تأثیر گذاشته و زمینه­ ساز شکل­ گیری روان­ زخم در وجودش شده است. پژوهش حاضر، با روش توصیفی– تحلیلی و رویکردی میان‌رشته‌ای (ادبیات و روان‌کاوی) به بررسی دیوان شعری عبدالله بردونی پرداخته و کوشیده است تا به این پرسش­‌های اساسی و بنیادین پاسخ دهد که کدام یک از رویدادهای زندگی، نقشی محوری­‌تر در ایجاد روان­‌زخم شاعر دارد‌ و پیامد­های این آسیب چگونه در شعر وی نمود یافته­‌ است؟ یافته‌­های پژوهش نشان می­ دهد که عواملی چون نابینایی، اسارت، فقدان عزیزان، فقر خانوادگی و محرومیت از داشتن فرزند در شکل­گیری روان­ زخم نقش داشته ­اند و پیامد­های آن به اشکال گوناگونی همچون احساس تنهایی، ناامیدی، اندوه، سردرگمی و بدبینی در شعر این ادیب بازتاب یافته‌ است. تحلیل ساختاری نیز حاکی از آن است که این جهان­بینی آسیب­ دیده، به شکلی نظام­ مند در ساختار شعر او نهادینه شده است؛ به گونه­ ای که کاربرد مکرر صیغۀ متکلم، استفهام ­های انکاری فراوان و نمادپردازی­ های حزن انگیز، شواهدی روشن از تسلط روح مجروح شاعر بر نظام زبانی اوست. مهم‌ترین دستاورد این پژوهش بر این نکته تأکید دارد که سبک اندوه‌بار و بیان خاص بردونی، صرفاً یک گزینش ادبی یا زیبایی‌شناختی نیست، بلکه واکنشی ناگزیر به تجربۀ روان­ زخم و رنج­ های عمیق او به شمار می ­آید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

ارسال نظر در مورد این مقاله
نام را وارد کنید.
نشانی پست الکترونیکی را به درستی وارد کنید.
وابستگی سازمانی را به درستی وارد کنید.
توضیحات را وارد کنید (حداقل 50 حرف)
CAPTCHA Image
شناسه امنیتی را به درستی وارد کنید.