نویسنده = سید عدنان اشکوری
سبک شناسی

بررسی جلوه‌های رئالیسم جادویی در رمان "وقائع المدینة الغریبة" اثر عبد الجبار العش

دوره 14، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 30-47

https://doi.org/10.22067/jallv14.i4.2102-1018

سید عدنان اشکوری، عبدالله حسینی، هدی یزدان

چکیده این پژوهش قصد دارد تا ضمن واکاوی مؤلفه­های رئالیسم جادویی در رمان تونسی "وقائع المدینة الغریبة"، دریابد که "عبد الجبار العش"، نویسندۀ این رمان، چگونه با تکیه‌بر ژانر رئالیسم جادویی یا نمایش واقعیت­ها از دریچۀ امور شگفت­انگیز و خیالی توانسته است به آسودگی به بیان مشکلات و کاستی­های سیاسی و اجتماعی بپردازد. موفقیت این رمان عربی در دریافت جایزۀ ادبی کومار تونس و ناشناخته بودن این رمان­نویس تونسی در میان جامعۀ ادبی و دانشگاهی ایران، یکی از ضرورت­های این پژوهش را تببین می­کند؛ مورد بعدی بیان یک سری انتقادات سیاسی و اجتماعی در این رمان است که تنها به جامعه تونس محدود نمی­شود و به‌گونه‌ای با مسائل جامعۀ امروزی ما نیز هم­پوشانی دارد. نگارندگان پژوهش، پس از بررسی این رمان به روش توصیفی-تحلیلی دریافتند که نویسنده با تکیه‌بر مؤلفه­هایی مانند: طرح وقایع شگفت­انگیز، نمادپردازی، تقابل مدرنیته و سنت، درون­مایۀ سیاسی-اجتماعی و همچنین توصیفات اکسپرسیونیستی -که ازجمله مؤلفه­های مشترک داستان­های رئالیسم جادویی شمرده می­شوند- موفق شده است، عمق و گستردگی مشکلات اجتماعی و سیاسی جامعۀ تونس را بیان ­کند و از این رهگذر با آگاهی دادن به خواننده، او را برای ایجاد تغییر در جامعه ترغیب ­سازد. العش در این داستان، مرز واقعیت و خیال را کم­رنگ می­سازد. او زبان طنزآمیز خود را به عنوان چاشنی به خدمت می­گیرد تا بتواند تلخ­ترین و سیاه­ترین وقایع روز جامعه را در قابی جذاب برای مخاطبان خود به تصویر بکشد. پس از طرح وقائع شگفت­انگیز، حضور نمادها در این داستان سهم چشم­گیری را به خود اختصاص می­دهد. علت این امر آن است که کشف امور پیچیده برای ذهن مخاطبان از جذابیت بیش­تری برخوردار است؛ بنابراین العش در شخصیت­پردازی و هنگام بیان انتقادات خود، نمادپردازی را چارۀ کار خویش قرار می­دهد.

بازخوانی رمزگان‌شناختی اشعار محمد عفیفی مطر بر اساس سیاق سخن و طبقه‌بندی آن بر پایه نظریه دنیل چندلر

دوره 13، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 40-62

https://doi.org/10.22067/jallv13.i4.2102-1027

سید علی میرحسینی، سید عدنان اشکوری، علی اسودی، هومن ناظمیان، عبدالله حسینی

چکیده رمزگان یا صورت تأویل شده رمز بر اساس سیاق سخن و چیدمان طولی و عرضی اجزای آن، یکی از مهم‌ترین و در عین‌ حال پیچیده­ترین طرق رسیدن به لایه­های نهان هر سروده یا نوشتار ادبی و کشف وجوه نامحسوس آن به شمار می­­آید که شاعر یا نویسنده در آن از رمز به گستره­ مشهودی بهره­برداری کرده باشد. نوشتار حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی پس از ارائه تعریفی جامع از مفهوم رمز، با تکیه بر نظریه دنیل چندلر مبنی بر آفریده شدن رمزگان تازه از بطن رمز ادبی مستعمل و امکان طبقه­بندی آن در زیر مجموعه­های گوناگون مانند اجتماعی، سیاسی و یا حتی تفسیری و زبانی به بازخوانی شعر محمد عفیفی مطر می­پردازد. این بازخوانی به بررسی سیاقی سروده وی یعنی تبیین تأثیرپذیری هر رمز از واژگان و تعابیر هر عبارت و میزان این اثربخشی در آفرینش معانی تازه و بدیع اهتمام دارد. این پژوهش قصد دارد تا نوآوری محمد عفیفی مطر در سرودن اشعار عمیق و لایه­­بندی شده با به‌کارگیری رموز مستعمل ادبی و خلق رمزگان تازه به‌ واسطه آن‌ها را شرح داده و حاصل را به یاری نظریه دنیل چندلر طبقه­بندی نماید. شاعر همواره در تلاش بوده است تا از رمز تنها بهره­برداری ادبی نکرده بلکه با استفاده از آن سعی داشته تا گاهی در لباس یک مصلح اجتماعی و گاه در کسوت یک ناقد سیاسی به اصلاح جامعه و نقد وضع سیاسی مواجه با خود بپردازد؛ وی در این امر تنها به شرح نقطه ضعف موجود اکتفا نکرده و به طرح راه­ حلی مطلوب از نظر خود نیز پرداخته است.

کشف معانی در متن از نظریه معنی المعنی تا عدم قطعیت معنا

دوره 8، شماره 15، تابستان 1395، صفحه 31-50

https://doi.org/10.22067/jall.v8i15.45920

حسین آشوری، محمد صالح شریف عسکری، سید عدنان اشکوری، علی پیرانی شال

چکیده ممعناشناسی و دلالت‌های معنایی یک متن، از مهم‌ترین مسائل مورد توجه پژوهشگران است. عبدالقاهر جرجانی از جمله پژوهشگرانی است که به این موضوع، توجه داشت. وی با تکیه بر حاکمیت منظور مؤلف در شناخت معانی متن، نظریه معنی‌المعنی را ارائه کرد. این نظریه عامل تمایز میان زبان عادی و شعری است و معنای ثانویه‌ای به متن ادبی می‌افزاید. در دهه‌های اخیر مکتب‌های ساختارگرایی و ساختار‌شکنی با نقض این نظریه، شیوه‌های جدیدی جایگزین درک متن کردند. ساختارگرایی، متن را در فهم معنا کافی می‌داند و ساختارشکنی، فهم معنا را به خواننده می‌سپرد و نظریه تعدد خوانش ها یا مرگ مؤلف را مطرح می‌کند. پژوهش حاضر بر آن است تا روند تحول معنی‌المعنی را از آغاز شکل‌گیری تاکنون و سه روش کشف معانی موجود در متن را بررسی کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد 1. معنی‌المعنی به دو گانگی معنا در یک متن و امکان کشف معنایی واضح از طریق ادراک منظور مؤلف معتقد است؛ 2. بلاغت‌پژوهان معاصر، تغییراتی در معنی‌المعنی ایجاد کرده و رکن جدیدی بدان افزودند؛ 3. ساختارگرایان و ساختارشکنان، اعتباری برای معنی‌المعنی قائل نیستند. ساختارگرایی بر سیاق متن در شناخت معنا مبتنی است و ساختار‌شکنی بر ادراک خواننده جهت کشف معانی متن استوار است.