دوره و شماره: دوره 9، شماره 17، تابستان 1396 
علمی - پژوهشی

بررسی کهن الگوی «مادرمثالی» در شعر بدر شاکر السیاب

صفحه 85-102

https://doi.org/10.22067/jall.v8i17.49560

زهرا راه چمنی، عباس عرب

چکیده نقد کهن‌الگویی یکی از شاخه‌های نقد روانشناسی است که به‌خوبی می‌تواند معیار و ملاک سنجش و بررسی و تحلیل آثار ادبی باشد. یکی از کهن‌الگوهای شناخته شده، «مادرمثالی» است که ازجمله کهن‌الگوهای بسیار مهم و حیاتی به شمار می‌رود؛ چراکه این کهن‌الگو نه‌فقط در آفرینش‌های هنری و عرصه‌های خلاق ذهنی، بلکه حتی بیشتر از آن، در شخصیت افراد نیز تأثیرات عمیقی برجای می‌گذارد؛ به‌طوری‌که هیچ‌یک از افراد بشر، از تأثیرپذیری آن برکنار نیست. این کهن‌الگو همانند دیگر کهن‌الگوها، در دو نمایه مثبت و منفی به نمود درآمده که در این مقاله نمودهای مثبت آن در شعر بدر شاکر سیاب یکی از بنیان‌گذاران شعر نوی عرب و آغازگر جنبش شعر آزاد تحلیل و بررسی می‌شود. مادر مثالی در شعر سیاب در قالب‌هایی چون مادر، مادربزرگ، زمین، باران، درخت نمود یافته است و در تمامی این قالب‌ها اشتیاق به مادر و بازگشت به اصل دیده می‌شود

علمی - پژوهشی

بررسی اعتبار شعر جاهلی به ‌عنوان مصدر استشهاد در نحو عربی

صفحه 103-129

https://doi.org/10.22067/jall.v8i17.34941

محمد جواد سلمانی زارچی، حسن عبدالهی، حسین ناظری

چکیده شعر قدیم عربی، به‌ویژه شعر جاهلی، ازمهم‌ترین مصادر استشهاد در زبان عربی به شمار می‌آید که نحویون در توجیه و تدوین بسیاری از قواعد صرف و نحوی از آن استفاده می‌کردند. با توجه به این که پایه و اساس قواعد صرف و نحو مبتنی بر سخن قدیم عرب اعم از شعر و نثر و نیز آیات قرآن کریم است، نحویان از میان منابع استشهاد در نحو (قرآن کریم، کلام عرب، حدیث، شعر و نثر فنی)، در برابرآن‌ها، متفاوت عمل کردند.بدین معنا که برخی بیشتر شعر جاهلی را برای توجیه قواعد نحو برگزیدند و برخی دیگر، منابع دیگر ازجمله قرآن کریم را برای این کار مناسب می‌دیدند. ما در این مقاله در پی آنیم تا جایگاه شعر جاهلی را در بین مصادر استشهاد نحویان تبیین نماییم و برای نقد و بررسی این موضوع مباحث خود را در سه بخش تنظیم نموده‌ایم: 1- بررسی مهم‌ترین منابع استشهاد نحویان.2- تبیین معیارهای اعتبار شواهد نحوی با توجه به دیدگاه‌های نحویان.3- میزان اعتبار شعر جاهلی به‌عنوان یکی از منابع استشهاد با توجه به معیارها و ملاک‌های استشهاد نحویان.

علمی - پژوهشی

روان تحلیل گری کهن الگوهای رشد در تائیّۀ کبرای ابن فارض

صفحه 1-25

https://doi.org/10.22067/jall.v8i17.61747

علی احمدزاده، خلیل پروینی

چکیده ناخودآگاه جمعی، دربردارنده احساسات، اندیشه ها و رفتارهایی است که حاصل اندوخته های اجداد کهن انسان به شمار می رود. این اندوخته ها و تجارب فراشخصی، در شکل کهن الگو ظاهر می شود. برخی از کهن الگوها که یونگ با نام کهن الگوهای رشد از آنها یاد می کند، از چنان اهمیتی برخوردارند که می توانند با داده های فراشخصی خود، فرد را در مسیر رشد و خود شکوفایی یاری دهند. شعر عرفانی به عنوان یک محصول روانی، عناصر و تصاویری دارد که فراتر از قلمرو تجارب شخصی شاعر بوده و ترجمان ناخودآگاه جمعی اوست. در چکامه عرفانی تائیه کبرای ابن فارض نیز که از خودکاوی های شاعر در ناخودآگاه جمعی اش تراوش نموده، کهن الگوهای رشد به خوبی نمایان است. جستار کنونی بر آن است که با روش توصیفی- تحلیلی و تکیه بر مکتب روانشناسی تحلیلی یونگ، شخصیت ابن فارض را با توجه به کارکرد این کهن الگوها، روانکاوی نماید. کهن الگوهای رشد مانند «سایه»، «آنیما» و «خویشتن» شخصیت ابن فارض را به دلیل «همانندسازی»، «فرافکنی» و... تحت تأثیر قرار داده اند؛ اما ابن فارض به وسیله فرایند «فردیت» و توجه آگاهانه به ارزش این انگاره ها، از آنها در مسیر تمامیت و خودشکوفایی بهره جسته است.

علمی - پژوهشی

تحلیل گفتمان در سروده‌های بائیه «مصعب‌العبدی» و هائیه «ابوفراس‌ الحمدانی» باتکیه بر نظریه کنش‌گفتار

صفحه 27-55

https://doi.org/10.22067/jall.v8i17.57238

عباس اقبالی، علی نجفی ایوکی، راضیه نظری

چکیده یکی از اغراض مهم شعر شیعی، مدح است که شاعر آن را در دوره‌های مختلف با توجه به وجود الگوی یکسان مدحیات کلاسیک شعر شیعی که شامل مقدمه غزلی، ذمّ معاندان، بیان حقانیت امامت و سرانجام عرض ارادت به ساحت امام (ع) می‌شود به مخاطب سروده ها ارائه داده است. آنچه بایسته توجه است نوع و نحوه پردازش مواضع یکسان در این دست از اشعار می‌باشد که بررسی آن در گفتمان شعر آیینی ضروری است. در مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی ابیاتی از دو شاعر شیعی (مصعب‌عبدی و ابوفراس حمدانی) انتخاب و بر اساس طبقه‌بندی پاره‌گفتارها مبتنی بر نظریه «جان سرل» به تحلیل آن‌ها پرداخته‌ شده است. از ویژگی‌های بارز کنش‌گفتارهای مصعب می‌توان به جزءنگری و انعکاس انگیزه‌ها و احساسات متفاوت اشاره کرد و در مقابل، گفتمان ابو فراس دارای صراحت بیان و یکپارچگی بیشتری است.

علمی - پژوهشی

کاربردشناسی معنایی ترکیب "الله الله"در متون عربی و فارسی

صفحه 131-155

https://doi.org/10.22067/jall.v8i17.58707

سید حسین سید موسوی

چکیده در ادبیات عربی و فارسی ترکیب "الله الله"کاربردهای فراوانی دارد. هرچند شکل ظاهری آن در همه موارد یکسان است اما معنای آن در وضعیت های مختلف گوناگون است. شناخت معانی آن کمک شایانی به درک متونی دارد که این ترکیب در آن‌ها به‌کاررفته است. آیا این ترکیب تنها یک معنا دارد یا برای آن معانی گوناگونی وجود دارد؟ چگونه می‌توان به معانی مختلف دست یافت؟ با بررسی استنادی و تحلیلی و با استقراء موارد کاربرد آن می توان به معانی گوناگون آن دست یافت. کاربرد معروف آن تحذیر و اغراء است، اما علاوه بر موارد ذکر شده در خصوص قسم، شگفتی و تعجب، هشدار و آگاه کردن، گواه گرفتن خداوند بر اعمال و گفتار و تأکید کردن نیز به‌کاررفته است.

علمی - پژوهشی

بررسی نظام طرح داستان حضرت ابراهیم (ع) در قرآن کریم با تکیه بر نظریه ی پیرنگ لاری وای

صفحه 157-172

https://doi.org/10.22067/jall.v8i17.54269

مالک عبدی، یوسف طاهری، نجمه محیایی

چکیده داستان به‌عنوان یک فن مهم ادبی مورد توجه ادیان الهی به‌ویژه اسلام قرار گرفته است. تا آنجا که یکی از مهم‌ترین ویژگی های ادبیات قرآنی ساختار روایی و داستانی آن است. پرنمودترین داستان قرآنی که در قالبی هنری و با اسلوبی منحصربه‌فرد بیان شده، داستان حضرت ابراهیم (ع) است. از ویژگی های بارز این داستان طرح منسجم و پیوند محکم بین اجزای آن است. در پژوهش حاضر با تکیه بر الگوی پیرنگ «لاری وای» و به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی طرح داستان حضرت ابراهیم (ع) در قرآن کریم پرداخته ایم تا بخشی از جلوه های هنری این داستان را نمایان سازیم. یافته های این پژوهش حاکی از این است که مدیریت دقیق و گزینش مناسب اطلاعات، خلق معما و تعلیق پی‌درپی در کمترین حجم متن و کنش، همسویی کنش ها و وحدت حوادث و یکدستی روایت در حادثه پردازی در کل داستان از ویژگی های خاص پیرنگ در داستان ابراهیم (ع) است.

علمی - پژوهشی

سبک شناسی دعای ابوحمزه ثمالی در دو لایة نحوی و بلاغی

صفحه 173-200

https://doi.org/10.22067/jall.v8i17.57713

حجت اله فسنقری، راضیه کارآمد

چکیده سبک‌شناسی لایه‌ای با رویکرد تحلیل ادبی، متن را در پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک بررسی می‌کند. این نوشتار در پی آن است تا با روش توصیفی – تحلیلی، دعای ابوحمزه ثمالی را در دو لایه نحوی و بلاغی مورد بررسی قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که مباحث علم نحو، بیان و بدیع چگونه در این دعا نمود پیدا کرده و سبک امام سجّاد (ع) در این دو لایه دارای چه ویژگی‌های برجسته‌ای است؟ محورِ اصلی این دعا، تحمید و تقدیس خدا، اقرار به گناه و طلب عفو و بخشایش خداوند است. در لایه نحوی، جمله‌های این دعا هم‌پایه است و بر پایة نحو معیار عربی شکل‌گرفته و اگر عدولی از آن صورت گرفته، در خدمت معنا بوده است؛ کثرت جملات انشایی با ظرافت‌هایی خاص متناسب با فضای مناجات و دعا در آن دیده می‌شود و اسلوب ندا در جای‌جای این دعا به‌وفور پراکنده ‌است. تشبیهات معقول به محسوس، مجاز، استعاره، کنایه و آرایه‌های بدیعی تضاد و مقابله از مهم‌ترین و پربسامدترین عناصر سبک‌ساز جهت برجسته‌سازی کلام در لایه بلاغی است که امام برای آن‌که مفاهیم عرفانی را به‌صورت محسوس و عینی برای خواننده به تصویر بکشد و صبغه اقناع و تأثیرگذاری کلام خویش را بیشتر نماید از این آرایه‌های بلاغی به‌مقتضای سخن به نیکویی بهره برده است؛ به‌طورکلی نحو و صور بیانی و بدیعی به متن تفاعل و پویایی بخشیده و تصویرگرِ تفکّر و اندیشه عارفانه امام (ع) است.

علمی - پژوهشی

واکاوی پدیدۀ افسردگی در شعر عبدالله بردونی بر مبنای آزمون (MMPI-2)‌

صفحه 201-231

https://doi.org/10.22067/jall.v8i17.48059

مصطفی مهدوی آرا، حسین شاره

چکیده عبدالله بردونی شاعر معاصر و نابینای یمنی، در سال 1929 م. در روستای بردون از توابع صنعا در خانواده‌ای تهیدست به دنیا آمد. وی در چهار سالگی بر اثر بیماری آبله بینایی خود را از دست داد و تمام عمر خویش را نابینا زیست. او در طول حیات ادبی خود آثار منظوم و منثور بسیاری از خود بر جای گذاشته است. در مطالعه دیوان شاعر در می‌یابیم، پیوسته هاله‌ای از حزن و اندوه بر شعر وی سایه افکنده است؛ به نظر می‌رسد این پدیده متأثر از کمبودها و محدودیت‌های شاعر در زندگی ‌باشد. در پژوهش حاضر نگارندگان سعی نموده‌اند بر مبنای آزمون آسیب شناسی روانی و ارزیابی شخصیتِ (MMPI-2)، شخصیت عبدالله بردونی را از خلال شعر وی مورد بررسی قرار دهند و با روش توصیفی – تحلیلی، افسردگی و دلایل بروز آن را در شخصیت شاعر واکاوی نمایند. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان می‌دهد: بر مبنای آزمون (MMPI-2) غالب نشانه‌های افسردگی در شاعر بروز نموده است. عوامل متعددی همچون: نابینایی، مرگ عزیزان، فقر و تهیدستی و غیره در تکوین شخصیت شاعر و آفرینش ادبی وی تأثیرگذار بوده‌اند. امید است این پژوهش میان‌ رشته‌ای بتواند سهمی هرچند ناچیز در گسترش دایرۀ این پژوهش‌ها داشته باشد.

علمی - پژوهشی

عناصر برجستة انسجام در بائیه متنبّی بر اساس نظریه هلیدی

صفحه 233-266

https://doi.org/10.22067/jall.v8i17.58049

سیدرضا میراحمدی، مریم آقاجانی

چکیده یکی از عواملی که زبان‌شناسی نقش‌گرا بدان می‌پردازد، روابط انسجامی میان عناصر زبانی است. این روابط میان عناصر زبانی از چنان اهمیت بالایی برخورداراست که موجب پیدایش نظریۀ انسجام توسط زبان‌شناس نقش‌گرای پیشگام، یعنی مایکل هالیدی گردید. گرچه پیش از وی، عبدالقاهر جرجانی به بررسی زبان به عنوان یک ساختار منسجم در نظریۀ معروف خود (نظریۀ نظم) پرداخته است. بنا به تعریف وی، انسجام مفهومی معنایی است که به روابط موجود میان عناصر یک متن اشاره می کند. نقطة مشترک جرجانی با هالیدی بررسی زبان به‌عنوان یک ساختار منسجم است که نقش کلمه به‌تنهایی و خارج از کیان جمله قابل بررسی نیست و این ساختار جمله است که بر اساس معنای مراد متکلّم جایگاه کلمه را تعیین می‌کند. روشن است که موضوع انسجام با دقت فراوان و جزئیات مربوط به آن اولاً با جرجانی آغاز شده است، ولی در نظریة هالیدی برخی عناوین مختلفی به چشم می‌خورد. پژوهش حاضر بر آن است تا با روشی توصیفی ـ تحلیلی رویکرد زبان‌شناختی را بر مبنای نظریه انسجام بر بائیه متنبی انطباق دهد و مشخص نماید که چه عواملی باعث منسجم شدن شعر او گشته است؟ از نتایج این پژوهش آن که متنبی از وابستگی لفظی، ارجاعی و معنایی بهرة کامل گرفته است تا ماهیت انسجام را بر شعرش حاکم کند؛ این امر بر نظم منطقی ذهنی متنبی دلالت دارد که در زمان وی و به‌ویژه در این قصیده از جلوة فراوانی برخوردار بوده است.