دوره و شماره: دوره 10، شماره 18، زمستان 1397 
علمی - پژوهشی

تحلیل و مقایسه سبک شخصیت پردازی رمان های عصفور من الشرق والشحاذ( بر اساس نظریه آماری بوزیمان)

صفحه 1-36

https://doi.org/10.22067/jall.v10i18.39567

مجتبی بهروزی، علی اصغر حبیبی

چکیده هدف این جستار مقایسة سبک شخصیت پردازی رمانهای "عصفور من الشرق" و"الشحاذ" بر اساس اسلوب آماری است. اسلوب آماری روشی است، که بوزیمان برای شناسایی و مقایسه اسلوبها پایه ریزی نموده است. وی در نظریه خود فرض را بر وجود متغییرهای صرفی می گذارد، که با خطوطی دلالت گر کاهش و یا افزایش می یابند. فرضیه بوزیمان سعی دارد که با کمک آمار از ریشه های وجودی حدس وداوری های سلیقه ای در شناسایی اسلوب بریده و ویژگی های اسلوبی را شناسایی کند تا معقولیت تحلیل در پی داشته باشد. هدف از پژوهش، تحلیل متغیر های آماری دو اثر مذکور است، که بتوان به کمک آن نشانه های نمونه وار تفاوت سبک نویسندگان دو اثر را درفضای علمی یا ادبی تر بودن اثرشان بیان نمود، همچنین تلاش دارد تا در سایه اسلوب آماری میزان پویایی، عاطفی، انفعالی، عقلانی و...دو رمان را مشخص نماید. نتایج پزوهش نشان از آن دارد که اسلوب شخصیت پردازی دو نویسنده کاملا متفاوت است و هرگاه نویسندگان در اسلوب خویش از پویایی وعاطفه وگفتگو بهره جسته اند ارزش (ن ف ص ) آنان فزونی و زمانی که از آنها فاصله گرفته اند، کاهش یافته است.

علمی - پژوهشی

بررسی معانی کاربردی افعال مزید در قرآن مجید (بررسی موردی)

صفحه 37-64

https://doi.org/10.22067/jall.v10i18.67463

علی اوسط خانجانی

چکیده  قرآن کریم در مقام نزول از علم الهی به عالم طبیعت به اقتضاء زبان مخاطبان نخستین، در قالب تجلّی به زبان عربی نازل شده، برخوردار از همه مختصات و تکنیک‌های ادبیات بشری است. یکی از آن مختصات که ویژه زبان عربی و از جمله امتیازات زبانی آن است، امکان توسعۀ معنای افعال مجرد از طریق انتقال به ابواب مزید است. افعال بکار رفته در ابواب مزید تقریباً یک‌دهم از مجموعه الفاظ قرآن کریم را به خود اختصاص داده، نقش برجسته و تعیین کننده‌ای در پیام‌رسانی و القاء معانی به مخاطبان دارد. مقالۀ حاضر پژوهشی نظری است که به روش تحلیلی-توصیفی در پاسخ به این پرسش سامان یافته است: افعال مزید به لحاظ معانی کاربردی چه کارکردی در قرآن کریم دارد؟.  پژوهشگر از رهگذر پردازش داده‌ها به این نتیجه رسیده است که: اولاً: افعال موضوع پژوهش غالباً در معانی مشهور ابواب مزید و اندکی نیز در معانی غیر مشهور بکار رفته است؛ ثانیاً: افعال مزید موجود در قرآن کریم تنها در ابواب مشهور بکار رفته، باب‌های افعال و تفعیل به لحاظ کمّی از فراوانی بیشتری برخوردارند.

علمی - پژوهشی

تحلیل اگزیستانسیالیستی شعر شاملو و أدونیس (مورد پژوهانه: ترانه‌های کوچک غربت و أغانی مهیار الدمشقی)

صفحه 65-96

https://doi.org/10.22067/jall.v10i18.56240

فرهاد رجبی

چکیده  ارتباط شعر معاصر فارسی و عربی با فلسفه، به‌ویژه با دستاوردهای اگزیستانسیالیسم، در برخی اشعار تبدیل به یک هویت مشخص شده است؛ چنان که شاهد یک امتزاج، در دو نوع دستاورد بشری هستیم. از مصادیق چنین ادعایی، تبلور این فلسفه در «ترانه­های کوچک غربت» احمد شاملو و «أغانی مهیار الدمشقی» أدونیس است که دو شاعر با پرداختن به مؤلفه­های بنیادین آن به خلق اثری هنری دست یازیده­اند.  نوشته حاضر ضمن ارائه تصویری از ارتباط فلسفه اگزیستانسیالیسم با ادبیات معاصر، مصادیق این نوع فلسفه را در دو مجموعه مورد بررسی قرار دهد. بر همین مبنا نتایج، نشان خواهد داد؛ در این کندوکاو، با دو اندیشمند مواجه هستیم که شعر برای آن­ها فراتر از یک گفتار یا یک شاخه هنری است. آن­ها در مواجهه با اگزیستانسیالیسم رویکردهایی مختلف را اتخاذ می­کنند و این رویه فلسفی، باعث تعمیق روابط اشیاء و حوادث در شعر آن­ها می­گردد و درعین‌حال، ممکن است منجر به شکل­گیری نوعی پیچیدگی و دیریابی برای مخاطبانشان نیز گردد. بااین‌وجود، مباحثی همچون هستی­شناسی، تناقض و تنهایی، حضور دیگری، صیرورت و نمایندگی انسان از جمله قضایایی است که دو شاعر بر مبنای نگرش اگزیستانسیالیسم به طرح آن همت گماشته­اند.

علمی - پژوهشی

ویژگی‌های ترجمه متون نمایشی از عربی به فارسی بر پایه ساختار، بافتار و گونه‌های زبانی

صفحه 97-118

https://doi.org/10.22067/jall.v10i18.45768

حسین شمس آبادی

چکیده مسأله ترجمه متون نمایشی، در میان منتقدین،کمتر مورد بررسی و موشکافی قرار گرفته ‌است. برای نمونه در این که در ترجمه این متون، چه راهکارهایی کاربرد بیشتری دارد، چیز بسیاری نمی‌دانیم. تفاوت ساختارهای نحوی زبان­ها سبب می‌شود که پس از گزینش برابر مناسب و نزدیک واژه، معیارها و پیمانه­های مشخصی در انتقال این ساختارها وجود نداشته‌ باشد. گاهی ساختار زبان مبدأ با توجه به کاربرد درست آن در زبان مقصد، درست آرایش داده نمی‌‌شود؛ مانند اشتباه در زمان فعل (مانند ترجمه فعل ماضی ساده به جای استمرار و مضارع و...)، اشتباه در ترجمه جمله خبری به جای انشایی و.... از آنجا که ساختارهای دو زبان مبدأ و مقصد با هم متفاوتند، طبیعی است که ترجمه نیز باید بر پایه ساختار زبان مقصد باشد. از سوی دیگر، توجه به سبک و رسایی نگارش جمله زبان مبدأ، یکی از محدودیت‌های مترجم در گزینش جمله برابر به ‌شمار ‌می‌رود، مانند تفاوتی که می‌تواند میان نگارش یک متن تاریخی و یا یک متن عاشقانه و خودمانی باشد. این مقاله در پی نشان دادن راهکارهای مترجم در ترجمه متون نمایشی است و  نکته‌های مورد توجه در ترجمه نمایشنامه را در بخش 1-ساختار (ارزش پیامی ساختار زبان مبدأ، ترجمه ساختار به ساختار، بینامتنیت و اشتباه در درک معنا)؛ 2-بافتار (انسجام متنی و عوامل حاکم بر آن، نشانه‌های سجاوندی، عوامل تأثیرگذار بر معنا)؛ 3- گونه­های زبانی (تفاوت سبک و یا شیوه بیان) بررسی کرده و نمونه‌های آن را در چهار نمایشنامه گزینشی مورد واکاوی قرار می‌دهد و در پایان ترجمه پیشنهادی خود را در برابر هر یک از جمله‌های نمایشی بیان می‌کند. نتایج بررسی، نشان دهنده وجود روش‌های گوناگونی در ترجمه متون نمایشی است که برای نمونه، توجه به ساخت و بافت و سبک جمله و... ترجمه را از گزینش زبان اشتباه رهایی می‌بخشد.

علمی - پژوهشی

شگردهای زبانی (دستوری و آوایی) متنبی در اقناع از منظر پراگماتیسم

صفحه 119-147

https://doi.org/10.22067/jall.v8i15.44901

روح الله صیادی نژاد، شهرام امیری، عبدالحسین ذکایی

چکیده مکتب پراگماتیسم، ادبیات را به‌منزلۀ موثّرترین و زیباترین نوع گفتمان تلقی می­کند. گفتمانی که نه‌تنها زیبایی و جمال در آن موج می‌زند بلکه تمام کارکردها و وظیفه‌های ارتباطی زبان در آن موجود است. ازاین‌رو فن اقناع به‌عنوان هدف غایی هر نوع گفتمان در زیرمجموعه زبان‌شناسی کاربردی به‌عنوان علم گفتمان زبانی قرار می‌گیرد. ازآنجاکه کاربردشناسی ادبی بیشتر از کاربردشناسی محض و فرضیه‌ای بیانگر کاربرد عملی زبان در فرآیند گفتمان است، در این پژوهش بر آنیم که به بررسی شگردهای زبانی( دستوری و آوایی) اقناع در دیوان شاعر بزرگ عرب که از وی به عنوان استاد معماری زبان یاد می‌شود، بپردازیم. جایگاه والای متنبی در عرصه زبانی و حضور استراتژی‌های زبانی در دیوان وی نشان از آن دارد که شاعر در انتقال بیشتر انگیزه‌ها، عواطف و احساسات به مخاطبین جهت تثبیت و تأکید بیشتر معنا از کاربست‌های زبانی اقناع و مهم‌ترین آن‌ها همچون تکرار و روش‌های هارمونی شعری همچون توازن و تصریع بهره جسته است. ضمن اینکه « تکرار» و سویه‌های گسترده آن به لحاظ ابعاد زیبایی‌شناختی کلامی و جنبه‌های اقناع کلامی نسبت به سایر اسلوب‌های زبانی از بسامد بالایی در دیوان شاعر برخوردار است.

علمی - پژوهشی

بررسی بلاغی دلالت‌های زبان بدن در قرآن کریم (مطالعه موردی: زبان دست)

صفحه 149-166

https://doi.org/10.22067/jall.v10i18.63789

عبدالرضا عطاشی

چکیده زبان بدن، تکنیکی ارتباطی به شمار می‌رود که انسان‌ها از آن برای بیان احساسات و دلالت‌های مختلف بهره می‌گیرند. زبان بدن، ترجمان حالت‌ها و اندیشه‌های آدمی است. این مهارت ارتباطی در گسترۀ علم لغت، روان‌شناسی رفتاری و تربیتی قرار دارد. زبان بدن در متون ادبی و قرآن کریم به کرّات مورد استفاده قرار گرفته است. فراگیری اصول و فنون زبان بدن، اقدام مؤثری برای رمزگشایی بسیاری از دلالت‌های نهفته در عبارات است و این امر برای پژوهشگران قرآنی بسیار مهم می‌نماید؛ زیرا با بازگشایی رمز آیات، می‌توان از روساخت به ژرف‌ساخت معنایی آن‌ها پی برد. در این مقاله علاوه بر تعریف زبان بدن و ارائۀ تاریخچۀ مختصری از این علم، به ذکر دلالت‌های زبان بدن در قرآن کریم با تأکید بر زبان دست و شرح نکات بلاغی آن‌ها پرداخته شده است. مهم‌ترین دلالت‌های زبان دست در قرآن را می‌توان: بخل، تأسف، ترس، سکوت، غم، تعجب و حیرت برشمرد. از جمله نکات بلاغی آیات زبان بدن می‌توان به آرایه‌هایی نظیر استخدام جز به جای کل، تشبیه و استعاره اشاره نمود. قرآن کریم، زبان بدن را مهارت ارتباطی هر دو گروه مؤمنان و کفار دانسته است. با این تفاوت که کفار از این سازوکار ارتباطی برای استهزاء، انکار و تحقیر و مؤمنان برای بیان اندوه، مسرت، شرم و شگفتی استفاده نموده‌اند.

علمی - پژوهشی

تحلیل ناامنی نشانه‌ای در رمان «لیلة الملیار» از غادة السمان

صفحه 167-191

https://doi.org/10.22067/jall.v10i18.68954

زهره قربانی مادوانی، مینا عربی

چکیده هر فرد از جامعه با تولید رمزگان نشانه‌ای خاص خود، ضمن نمایش پایبندی به مجموعه‌ای از هنجارها و تعلق خود به طبقه خاصی از اجتماع، احساس امنیت یا عدم امنیت خود را به تصویر کشیده و به تناسب امر واکنش‌های متفاوتی را بروز می‌دهد. نشانه‌شناسی اجتماعی یکی از رویکردهای پژوهشی است که به بررسی این هنجارها و رمزگان نشانه‌ای می‌پردازد. بر اساس این پژوهش که به شیوه توصیفی – تحلیلی انجام گرفته، جلوه‌هایی از ناامنی نشانه‌ای را می‌توان به‌وضوح در رمان «لیلة الملیار» ملاحظه کرد. در این رمان تقابل فرهنگی بین شخصیت‌ها و بازتاب آن در رفتارهای آنان موجب روی آوردن هر یک از این شخصیت‌ها به واکنش‌هایی چون خاموشی، بیش تصحیحی، تلافی، و پدیده‌های متفاوتی چون تقلید، همانندسازی به عنوان واکنش مقابله با هنجارهای متضاد شده است. برخی شخصیت‌های رمان از این تقابل در جهت سازندگی خود بهره جسته و خود را از حالت ناامنی خارج کرده‌اند، برخی در فرهنگ جامعه دوم غرق شده، و بعضاً به بیراهه رفته و خود را به نابودی کشانده‌اند. عده‌ای نیز حقارت و غربت روز افزون را تاب نیاورده و در پی احساس عدم تعلق به جامعه مسلط، به کشورشان باز گشته‌اند.

علمی - پژوهشی

چهرۀ ناخودی در سروده های شاعرانِ عربِ دورۀ عباسی (برای نمونه: چهره های ایرانی پیشااسلامی)

صفحه 193-222

https://doi.org/10.22067/jall.v10i18.67326

سکینه محب خواه، حسین ایمانیان

چکیده پیوند دینی، تاریخی و سیاسی میان ایرانی­ها و عرب­ها را از زوایای گوناگون می­توان تماشا و غوررسی کرد؛ و کم نیست آنچه در این زمینه، به رشتة تحریر درآمده است. این پیوند و اثرگذاری دوسویه را در بسیاری از زمینه­ های به‌ویژه ادبی و دینی به‌ روشنی می­بینیم. تصویر ایرانِ تاریخی و افسانه­ای در ادبیات عربی، چه در شعر و چه در نثر، یکی از این نشانه ­هاست. اگر به سروده­های شاعران عرب ­نژاد­ در دورة عباسی نگاه کنیم، پیوسته با نام شخصیت­های ایرانی روبه‌رو می­شویم؛ طبیعی است که در سروده­های شاعران وطن­ پرست ایرانی، چهره­ای مثبت از این کسان ارائه شود اما وقتی می­بینیم بیش­تر شاعران عرب­ نژادی نیز که هیچ حس وطن­ پرستی ایرانی ندارند، همواره به نیک­نامی از آن­ها یاد می­کنند، موضوع، متفاوت و ریشه­ یابی ریزبینانه ­تری احساس می­شود. ازآنجاکه شاعر عرب‌زبان و به‌ویژه کسی که ریشه ایرانی ندارد، هرازگاهی این نام­های ایرانی را که از لحاظ دینی و ملیت با او هم­ساز نبوده فراخوانی می­کند، بایسته است بررسی شود که او چگونه این افراد ناخودی را به تصویر می­کشد. آنچه در این جستار می­آید از یک سو نشان می­دهد که تا چه اندازه میراث ایران پیش از ­اسلام برای عرب­ها و مسلمانان دورۀ عباسی، شناخته­ شده بوده است و از دیگر سو، به اهمیت و ارزش این میراث در سده­ های نخستین اسلامی اشاره دارد. تصویر ایرانیان در شعر عربی دورۀ عباسی، برخلاف متونی که از روی جانبداری از سوی ایرانیان و عرب­ها نوشته شده، نه‌تنها پاک نگشته بلکه چه بسا نیکو و مثبت ارائه شده است.

علمی - پژوهشی

تحلیل نشانه شناختی شخصیت ها در حکایت ملک عمر نعمان

صفحه 249-278

https://doi.org/10.22067/jall.v10i18.61838

علی اکبر مرادیان قبادی

چکیده شخصیت عنصر اصلی داستان است و به مثابۀ ستون فقرات آن به شمار می­رود؛ پس داستان­ پرداز باید تمام تلاش خود را برای آفرینش شخصیت­هایی مبذول کند که دارندۀ نشان­ه ایی باشند که با حوادث، مفاهیم و اهداف قصه متناسب و با عناصر دیگر هم­خوانی داشته باشند. به نظر می­رسد که اسامی شخصیت­ها از مهم­ترین این نشان­ه است و به منزلۀ رمزها یا علاماتی هستند که خواننده را به برخی از مفاهیم داستان رهنمون می­شوند، و چون عنصر شخصیت در داستان­های هزار و یک شب هم از نظر شکل و هم از نظر دلالی اهمیت فراوان دارند، بر آن شدیم که در این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی نشانه­ شناسی شخصیت­ها در یکی از حکایت­های آن به عنوان "ملک عمر نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان" بپردازیم و وجوه تسمیه شخصیت­های این حکایت و ارتباط آنها را با روند حوادث و وقایع داستان کشف نماییم. سرانجام به نتایج مهمی پی بردیم؛ از جمله این که اسامی شخصیت­ها در این حکایت نقش مهمی در ساختار و مفاهیم و پیام­های قصه دارند.