دوره و شماره: دوره 11، شماره 2 - شماره پیاپی 178، آذر 1398، صفحه 268-1 
علمی - پژوهشی

روایت شناسی داستان کوتاه «ید فی القبر» غسان کنفانی بر اساس نظریة ژرار ژنت

صفحه 1-17

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.55521

سمانه نوروزی، یحیی معروف

چکیده      روایت یکی از مهمترین فنون ادبی و عنصری اساسی در نظریة ادبی است که تحلیل آن بر اساس نظریه­های جدید، ما را در راه درک متون ادبی یاری می­رساند. نظریه پردازان بسیاری ساختار روایت را مورد بررسی قرار داده­اند. ژرار ژنت فرانسوی، از برجسته­ترین نظریه پردازان ساختارگرا است که نظریة او از کامل­ترین و مؤثرترین نظریه­های روایت شناسی به شمار می­آید.
هدف نگارندگان این است که با رویکردی تحلیلی-توصیفی مبتنی بر نقد روایت شناختی، مؤلفه­های زمان، وجه یا حال و هوا و لحن نظریة ژنت را در داستان کوتاه «یدٌ فی القبر» از مجموعة «القمیص المسروق» اثر غسان کنفانی را مورد واکاوی قرار دهند و توان داستان پردازی این نویسنده و همچنین میزان نظام مند بودن اثر داستانی او را بسنجند. این بررسی نشان می­دهد که نظریة ژنت الگویی فراگیر و کاربردی برای بررسی روایت است و از سوی دیگر استعداد کنفانی را در به کارگیری عناصر داستانی و شگردهایی مناسب با درون مایه این داستان و ارائة اثری منسجم، جذاب و پرهیجان هویدا می­سازد. استفاده ازتکنیک­های زمانی، راوی اول شخص، بهره‌گیری از شیوة گفتگو، وصف پردازی­های زیبا و... این ادعا را اثبات می­کند.

علمی - پژوهشی

جستاری بر مکانیسم "جبران" و فرایندهای آن در آینۀ ادبیات ادونیس و شاملو

صفحه 18-34

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.64246

مهدی نودهی، عباس گنجعلی، سید مهدی نوری کیذقانی

چکیده از میان روان­شناسانی چون آدلر1، یونگ2، فروید3، اریک فروم4، لاکان5 و... که تحلیلی روانکاوانه به ادبیات و هنر داشته‌اند، می­توان گفت که رویکرد روان­شناختی آدلر به این دو مقوله،  با استناد به محوریت تأثیر "احساس نقص" در شکل‌گیری ادبیات یک شاعر، از جامعیت بالاتری برخوردار بوده است. آدلر رویکرد فکری خود را بر­­­مبنای احساس حقارت بنا نهاد؛ بد­ین معنا که شکل­گیری بسیاری از مؤلفه­های هنری و ادبی به‌نوعی برخاسته از احساس نقصی سرکوب‌شده است که با تکیه ‌بر مکانیسم جبران به منصه ظهور رسیده­اند. در حوزه ادبیات، ادونیس و شاملو از جمله سرایندگان بنام معاصر­ند که تأثیر بسزایی بر­ روند تصویر و معنا در حوزه شعر داشته­اند. آن‌ها گرایش سنت­گرا به شعر ­را مردود­ دانسته­ و با تکیه ‌بر شناختی جامع از مسیر ذهنی انسان امروزی به موسیقی و مفهوم شعر جهت­گیری خاصی داده‌اند که با رنگ و لعابی روان­شناختی همراه بوده است. جستار پیش­رو می­کوشد تا با تکیه ‌بر نقد تطبیقی، گفتگو­مندی متن و روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی روان‌شناسی فردی دو شاعر پرداخته، سپس محورهای حاصل از احساس حقارت موجود در ادبیات آن‌ها را در قالب فرایندهایی چون "جابجایی"6، "آرمان‌گرایی"7 و "انکار"8 موردبررسی و واکاوی قرار دهد. قدر مسلم اینکه، دوران کودکی و افت‌ وخیزهای فردی دو شاعر، ضمن ایجاد ذهنیتی منحصربه‌فرد در آن‌ها، رویکرد ادبی خاصی از آن‌ها به‌جای گذاشته و همین مسئله، زمینه شکست هنجارهای ساختاری و معنایی را در زمینه هنری‌شان ایجاد کرده است. این جستار، بر مبنای مکتب آمریکایی، اصالت اشتراک موجود در متن هنری دو شاعر را با محوریت مکانیسم جبران، مطمح نظر قرار داده است

علمی - پژوهشی

بررسی تلویح گفتار در نمایشنامه «گنجشک گوژپشت» محمد الماغوط

صفحه 35-50

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.50048

روح الله صیادی نژاد، سعیده حسن شاهی

چکیده تلویح­گفتار یکی از اساسی­ترین موضوعات زبانشناسی کاربردی است که  نخستین بار توسط «گرایس» مطرح شد. وی برای گفتگوها­ی عامه­ی مردم، مبانی منطقی با عنوان اصول همکاری وضع کرد که نادیده گرفتن این اصول موجب پیدایش گفتار تلویحی می­شود. این نظریه کارکرد بسیار ویژه­ای در نمایشنامه دارد؛ چرا که نمایشنامه افزون بر دارا بودن عنصر «گفتگو» دارای مجموعه­ای از گفتارهای دو پهلو است که دربردارنده معانی ضمنی است. در این جستار نگارندگان سعی دارند  براساس مطالعات کیفی و با روش کاربرد شناسی زبان به تحلیل نمایشنامه «گنجشک گوژپشت» بر اساس نظریه گفتار تلویحی گرایس وی بپردازند تا از معنای ظاهری و روساخت نمایشنامه  به زیرساخت آن انتقال یابند و بتوانند پیام اصلی این اثر را به مخاطب منتقل نمایند. دستاورد این پژوهش بیانگر آن است که  اصول همیاری «گرایس» به‌وسیله شگردهای زبانی- بلاغی همچون اطناب، تکرار، استعاره­ی تمثیلیه، آیرونی و استفهام قابل نقض است. تلویح گفتارهای عرفی و عمومی  موجب می­شوند که مدلول­های تلویحی جدیدی به متن افزوده شود که به تقویت ژرف ساخت  و پویایی آن می­انجامد

علمی - پژوهشی

نقد فرمالیستی سرودۀ «أنشودة المطر» بدرشاکر السیّاب

صفحه 51-73

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.46984

علی نجفی ایوکی، امیر حسین رسول نیا، مهوش حسن پور

چکیده    نقد فرمالیستی یکی از رویکردهای نقدی متن محور است که توجّه به شکل و فرمِ اثر ادبی را در دستور کار خود دارد. یک منتقد شکل­گرا در پی این نیست که ادیب در آفرینش ادبی خود چه می‌خواهد بگوید، بلکه می­کوشد تا دریابد که شاعر یا نویسنده مقصود خویش را چگونه بیان می­کند و تلاش دارد از رهگذر شکلِ متن، به معنا و مفهوم پنهان آن دست یابد. با توجه به این امر که سرودۀ «أنشودة المطرِ» "بدر شاکر سیّاب" به رغم شهرت فراوانش تاکنون از دیدگاه نقد فرمالیستی مورد بررسی قرار نگرفته است، در جستار حاضر، نگارندگان برآنند تا با شیوۀ تحلیلی– انتقادی این سروده­ را از نظرگاه مکتب فرمالیسم روسی بررسی نمایند و این فرضیه را مورد تحلیل قرار دهند که شگردهای شکلی به کار رفته در شعر از یک سو به افزایش زیبایی­ روساخت آن انجامیده و از سوی دیگر مشخص کنندۀ هدف و مقصود شاعر است. نقد شکل­گرایانۀ این سروده گویای آن است که شاعر برای القای حسّ پایداری و ظلم ستیزی، آواها، حروف، واژگان و جملات را به شیوه­ای منسجم و هدفمند به کار گرفته تا مخاطب با دیدن شکل زیبای بیرونیِ متن به معنا و شکل درونی آن پی ببرد. در ضمن شاعر کوشیده با کاربرد آشنایی­زدایی و استفاده از شگردهایی همچون متناقض­نما، کنایه، استعاره و . . .  بر ادبیّت شعر خویش بیفزاید.

علمی - پژوهشی

بازنمایی "فضای سوم" در رمان "الحفیدة الأمیرکیة" نوشتۀ انعام کجه جی

صفحه 74-85

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.56928

شهریار نیازی، فاطمه اعرجی

چکیده پسا استعمارگرایی به ‌عنوان یک گفتمان انتقادی شاخص، چهارچوب تحلیلی مناسبی برای بررسی وضعیت مهاجران، فضای سوم و هویت دینامیک آن‌ها به دست می‌دهد. رمان "الحفیدة الأمیرکیة" به‌عنوان رمانی که متعلق به جهان پسااستعماری است، به هویت پسا استعماری به ‌مثابه هویتی بی­ثبات و چندمکانه می­نگرد. موضوع اصلی رمان حاضر، تنشِ میان اصالت و نسبیت، و تضاد میان صورت‌بندی‌های قدیمی و تجربه‌های ملموس و جدید است؛ کشمکش­هایی که فصل مشترک نمودهای فرهنگی و مباحث هویتی دنیای پسااستعماری به شمار می‌رود. این مقاله با توجه به لغزندگی هویت راوی رمان و با تکیه ‌بر روش توصیفی-تحلیلی، درون‌مایه‌های مربوط به "هویت مهاجر"، در رمان حاضر  را بررسی می‌کند. ازجمله نتایج به‌دست‌آمده این است که "فضای سوم" در رمان حاضر، اهمیت تازه‌ای به مفهوم قدیمی آوارگی می­دهد و در این ‌بین، مهاجرت به‌مثابه یک فضای روایتی مولّد، به خلق کنشگری می‌انجامد که سعی دارد کمی از هویت‌های سهل‌الوصول فاصله گرفته، تفاوت­ها و تباین‌ها را در جهان بپذیرد، ساختارشکنی کند و به رفت ­و آمد تناقض­­ها در قلمرو هویت خود اعتراف کند.

علمی - پژوهشی

بازتاب گفتمان انقلاب و قیام مسلحانه در لایه‌های سبکی شعر مظفر النواب با تکیه بر قصیده «عبدالله الإرهابی»

صفحه 86-106

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.70115

رضا افخمی عقدا، محسن زمانی، وصال میمندی

چکیده شعر بستری مناسب برای بیان ذهنیات، تجسم احساسات و تجلّی اندیشه­ها، نگرش­ها و آرمان­هاست و سبک­شناسی نیز ابزاری مناسب برای شناسایی هویّت انسانی، علمی، ادبی و ایدئولوژیک شاعر و نفوذ به دنیای درون اوست. سبک­شناسی جدید علاوه بر مباحث سبک­شناسی سنّتی، به محتوا، تأثیرگذاری افکار، اندیشه­ها، ایدئولوژی، مخاطبان و حتی فضای خلق اثر توجه دارد و به بررسی این موارد در لایه­های زبانی، ادبی و اندیشگانی می­پردازد تا بتواند تصویر دقیق­تری از شاعر ارائه دهد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی موضوعات محوری قصیده «عبدالله الإرهابی» و تقابل اندیشه و اعتقاد شاعر با اندیشه حکّام و سران عربی و نمود آن در لایه­های مختلف زبانی، ادبی و اندیشگانی و همچنین چگونگی رویکرد شاعر با مسائل سیاسی-اجتماعی به روش توصیفی–تحلیلی انجام شده است. یافته­های تحقیق نشان داد که شاعر ضمن اعتقاد به مفاهیم بلند اسلامی و دینی چون شهادت، پایداری، قصاص، حمایت از مظلوم و... و با رویکرد واقع‌گرایانه و عینی به مسائل جامعه، به مقابله با ظلم و ستم طبقه حاکم و اهداف سازش­کارانه آنان با دشمنان بیگانه پرداخته و بر قیام مسلحانه به‌عنوان تنها راه‌حل کارآمد در مقابله با اندیشه و اهداف آنان تأکید می­ورزد؛ به‌گونه‌ای که این تقابل اندیشه را می­توان در سطوح مختلف زبانی قصیده به‌ویژه در سطح واژگان با بسامد واژگان حسی و رمزگان انقلابی و در سطح ادبی در تشبیهات حسی و ملموس شاعر و تضاد معانی دنبال نمود که سبکی صریح، حسی، هیجانی و واقع‌گرایانه به‌ این قصیده شاعر بخشیده است.
 

علمی - پژوهشی

شرح و بررسی مؤلفه‌های پایداری در شعر معاصر موریتانی

صفحه 107-128

https://doi.org/10.22067/jall.v11i20.71710

ایمان سحابی، حسین ناظری، عباس طالب زاده شوشتری

چکیده موریتانی کشوری وسیع بافرهنگی ریشه‌دار در شمال غربی قاره که زبان رسمی آن، عربی است. این زبان، اساس فرهنگ و ادبیات موریتانی را تشکیل می‌دهد. تاریخ معاصر کشور موریتانی عرصه مبارزه مستمر مردم این سرزمین با استعمار و تلاش‌های آزادی‌خواهانه آن‌هاست. سال‌‌ها سلطه استعمار غربی بر این کشور، ضربه‌های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی متعددی بر پیکر آن وارد ساخته، اما از سوی دیگر همین استعمار موجبات ظهور جنبش‌های ادبی، اجتماعی و سیاسی فراوانی را فراهم ساخته که هدف اصلی خود را رهایی این سرزمین از قبضه استعمار به شمار می‌آورد. ارباب این جنبش‌ها از وسایل گوناگونی برای رسیدن به اهداف خود بهره جسته‌اند که در صدر آن‌ها می‌توان به شعر و ادبیات اشاره نمود. شعر عربی در موریتانی پا به پای مبارزات و تحولات ایستادگی نموده و درگذر زمان با تکامل هر چه بیشتر خود، منادی آزادی و مطالبه‌گر حقوق مردم این کشور بوده است. شعر موریتانی با در نظر گرفتن شرایط موجود در کشور سه مرحله را پشت سرنهاده که هر یک از این مراحل ویژگی‌ها، اهداف و پیشگامان خود را دارد. شاعران پایداری موریتانی در مبارزات ادبی خود برخی از جنبه‌ها را بیش از موارد دیگر مدنظر داشته‌اند که از آن‌ها تحت عنوان مؤلفه‌های پایداری یاد می‌شود. این پژوهش که از نوع کیفی است، به روش توصیفی، تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌‌ای نوشته‌شده و سعی شده باهدف  معرفی ادبیات موریتانی، بیان اصول و انواع آن، برترین مؤلفه‌های پایداری منطبق با سه مرحله فوق به همراه برخی نمونه‌های شعری مربوط به هر دوره شرح و توضیح داده شود.درنهایت دریافته است که شعر عربی موریتانی بخشی جدایی‌ناپذیر از ادبیات عربی است و از مهم‌ترین ابزارهای مبارزاتی، انتقادی، اصلاح جامعه و سیاست برشمرده می‌شود.

علمی - پژوهشی

واکاوی تکنیک‌های بیانی در میهن سروده‌های شاذل طاقة

صفحه 129-142

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.74570

مریم بخشنده، احمدرضا حیدریان شهری

چکیده قلم شاعر در برانگیختگی احساس جمعی و خلق اندیشه و گرایش­های ضد ظالمانه مردمی بسیار مؤثر است و خود در استقلالش و پیروزی ملّت نقش مهمی دارد؛ به ویژه اگر شعر او با تکنیک­های بیانی مؤثّری همراه باشد. شگردهایی که باعث می­شود شعر شاعر، تأثیرگذار گردد و مردم را بیش از گذشته علیه آنان بشوراند تا زمینه استقلال میهن فراهم آید. از جمله شاعران میهن‌گرای عراقی که در سروده­های میهنی­اش از تکنیک­های بیانی متنوّع و مؤثّری بهره گرفته، شاذق طاقه شاعر معاصر و متعهّد و مبارز عراقی است که میهن در شعر او در قالب مضامین مختلف و در شیوه­ها و تکنیک­های بیانی گوناگون ارائه شده است. این مقاله در صدد است تا تکنیک­های بیانی شاعر را در اشعار میهنی وی با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی مورد واکاوی قرار دهد. دستاوردهای پژوهش حاضر نشان می‏دهد که شاعر در کاربرد تکنیک­های بیانی به حفظ تناسب و هماهنگی این شیوه­ها با مضمون میهن و مضامین درونی آن توجه نموده است و تکنیک‌های متنوعی از قبیل انسان انگاری، به کارگیری گفتمان دینی، شیوه روایتی و نمادگرایی به کار برده است.

علمی - پژوهشی

لایه‌های پنهان استعاره در دفتر شعر «إمراة بلا سواحل» اثر سعاد الصباح

صفحه 143-157

https://doi.org/10.22067/jall.v11i20.75388

علی پیرانی شال، صغری فلاحتی، زهره ناعمی، فاطمه خرمیان

چکیده در زیباسازی شعر، چیزی شگفت‌آورتر از آن نیست که شاعر، با توجه به قوه خلاق و آفرینندگی خود، این قابلیت را داشته باشد که معنای دیگری را در پسِ لایه‌های کلام نهفته سازد. به‌کارگیری لفظ در این حالت به کلام برای درک معنای مقصود، معنایی عاریه­ای می­دهد. این کاربست، همان استعاره است؛ یکی از ویژگی‌های خاص ادبی در حوزه بلاغت که سبب تمایز بعضی از آثار ادبی از یکدیگر می­شود؛ آن چنانکه کاربرد این سبک برجستة بیانی در شعر سعاد الصباح، شاعر معاصر کویتی، نقش خیال‌انگیزتری به اشعار وی داده است. خاصه آنکه بدانیم، آنچه موجب شگفتی و غافلگیری خواننده می­شود؛ به‌ویژه در دفتر شعر«إمراة بلاسواحل»، معانی دیگری است که در ماورای کلام استعاری او نهفته است و خواننده با کشف معنای مقصود آن به لذت هنری می­رسد.
مقاله حاضر با تکیه‌بر شیوه توصیفی – تحلیلی، به بررسی استعاره در اشعار سعاد الصباح می­پردازد و به این سؤال اساسی پاسخ می­دهد که: مهم­ترین لایه­های پنهان و معانی نهفته در کلام استعاری شاعر چیست؟ چنین به نظر می‌آید که شاعر در بخش‌های متعددی، از انواع مختلف استعاره بهره برده است تا هدف­های نهفته گوناگونی همچون بیان اهمیت، تهکم ، شکوه ، بیان قدرت، حس‌آمیزی و... را در پس کلام خود جای دهد.

علمی - پژوهشی

واکاوی تکنیک‌های طنزآفرینی در مقامه‌ی اصفهانیه‌ی بدیع‌الزمان همدانی

صفحه 158-174

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.60770

مصطفی مهدوی آرا

چکیده طنز در آثار ادبی به شکل­های مختلفی نمود می­یابد و نویسندگان برای آفرینش خنده از تکنیک­های متعددی استفاده می­کنند؛ به‌کارگیری بازی­های زبانی، ایجاد موقعیت­های خنده­آور، ترسیم تصویرهای کاریکاتوری به‌وسیلۀ کلمات، شخصیت­­پردازی­های کُمیک، کوچک­نمایی، بزرگ­نمایی و ... ازجملۀ این تکنیک­ها می­باشد.­ بدیع‌الزمان همدانی توانسته است، در مقامات خود از این تکنیک­ها بهره ببرد و در قالب طنز، مسائل و مشکلات اجتماعی جامعه خویش را به چالش بکشد. مقامۀ اصفهانیه، داستان کوتاهی است که همدانی در آن، رواج باورهای خرافی، عقب‌ماندگی عوام و تعصبات دینی را در قالب ریشخندی انتقادی بیان کرده است. تحقیق حاضر در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی شگردهای طنزآفرینی بدیع‌الزمان همدانی در این مقامه بپردازد. آنچه ضرورت انجام این پژوهش را تبیین می­سازد: اهمیتِ توجه به مقامات به‌عنوان میراث ادبی و بررسی آن، از ابعاد مختلف است و می­توان آن را به‌عنوان شاهکاری ادبی و الگویی طنزآلود از ادبیات قدیم، به طنزپردازان عصر حاضر معرفی کرد.  نتایج حاصل از این جستار نشان می‌دهد: در این مقامه، تکیۀ همدانی در طنزآفرینی، بر تکنیک‌های موقعیت محور و شخصیت محور بوده است. وی توانسته در قالب ریشخندی انتقادی و بدون آزار مخاطب، کاستی­های جامعه و سنت­ها و باورهای غلط مردمان زمانۀ خویش را بیان کند.

علمی - پژوهشی

جلوه‌های پایداری در رمان عشاق اثر رشاد ابوشاور

صفحه 175-197

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.77347

امیر فرهنگ نیا

چکیده   رمان پایداری فلسطین، بیانگر سیمای شخصیت فلسطینی، قبل و بعد از واقعه نکبت بوده و از رنج­ها و محنت­های ملتی حکایت دارد که با شهامت و جسارت به مبارزه و مقابله با استعمارگر صهیونیسم و انواع ظلم و ستم پرداخته است و می­توان آن‌ را یکی از وسیع­ترین حوزه­های ادبیات عرب دانست که به عنوان ابزاری برای مقاومت و پایداری در دست نویسنده، آحاد مردم را به دفاع از ارزش­ها، آزادی، دفاع از کرامت انسانی و عدالت تشویق کرده تا از جان و مال خود دریغ نکنند. خون شهیدان، به عنصری مهم در دست نویسنده تبدیل و برای ادامة سیر پایداری بر آن پافشاری می­شود و شهادت­طلبی یکی از محورهای پایداری به شمار می­آید؛ کما اینکه اشغال سرزمین فلسطین، رمان فلسطین را به سمت پایداری و مقاومت، سوق داده است. در این راستا رمان عشاق، به بیان واقعیت تلخ اوضاع فلسطین، ترک رؤیاپردازی و زمینه­چینی برای قیام، انقلاب و انتفاضه می­پردازد. این رمان اثر رشاد ابوشاور با تأثیر از چنین فضایی و با ترسیم تصویر فلسطین و ذکر سایر اراضی اشغالی، به تعیین سرنوشت ملت فلسطین، با یک راهکار، یعنی پایداری و مبادرت به حفظ تمدن و هویت آن تأکید دارد. این جستار در تلاش است با رویکرد توصیفی- تحلیلی به بررسی جلوه­های پایداری در رمان عشاق اثر رشاد ابوشاور، رمان­نویس معاصر فلسطینی بپردازد. نتایج این جستار حاکی از آن است که نویسنده در بررسی عناصر پایداری در این رمان موفق عمل کرده و بخش وسیعی از آن را به آرمان فلسطین و آزادی آن اختصاص داده است.

علمی - پژوهشی

تحلیل مؤلفه‌های پست‌مدرنیسم در رمان «الهؤلاء» از مجید طوبیا

صفحه 198-214

https://doi.org/10.22067/jall.v11i2.80921

زهره قربانی مادوانی

چکیده    
با انقلاب پست­مدرنیسم در ادبیات تغییر و تحولاتی صورت گرفت که از جملۀ آن­ها می­توان به داستان­هایی اشاره کرد که بر طبق قاعده و اصول روایت نگارش نشده­اند بلکه در طول روایت، به شیوه­های مختلف بر داستانی بودن آن­ها تأکید می­شود. این نوع از ادبیات علاوه بر تثبیت جایگاۀ خود در بین نویسندگان غربی، به ادبیات داستانی عربی نیز راه یافته است و  بسیاری از نویسندگان عرب توانسته­اند در روایت­های خود، آن مؤلفه­ها را به خوبی به کار گیرند. از جمله آن نویسندگان، مجید اسحاق طوبیا نویسنده مصری با اثر خود، رمان «الهؤلاء» است. در این رمان، شیوه­های به کار رفته است که آن را در زمره آثار پست­مدرنیسم قرار می­دهد.
     این پژوهش درصدد آن است با رویکرد توصیفی- تحلیلی به شگردهای مختلفی که طوبیا  برای خلق داستان پست مدرن خود از آن­ها بهره جسته، اشاره کند. یافته­های پژوهش نشان می­دهد طوبیا توانسته است مؤلفه­هایی چون ساختگی و وهمی بودن شخصیت­ها، تخیلی بودن راوی که در اصل خود نویسنده است، فرجام­های چندگانه و فراواقعیت را در این رمان برای خواننده به معرض نمایش بگذارد. دیگر نکته مهم این رمان، ویژگی معکوس کردن است و این وارونگی را می­توان در معکوس کردن اسم مجید طوبیا به صورت«أیبوط دیجم»و در طرح گردش زمین بر خلاف عقربه­های ساعت و در پایان داستان، جهت مخالف حرکت قطارها مشاهده کرد.